ساخت وبلاگ تلویزیون سامسونگ تعمیرگاه گیربکس اتوماتیک تاچ و ال سی دی بازی اندروید نمونه سوال امتحانی لوازم جانبی سامسونگ لوازم جانبی اپل لوازم جانبی هواوی خرید اینترنتی
free web page counters samiarmirzayi

samiarmirzayi

نقش قصه گویی در آموزش

نقش قصه کودکانه صوتی در آموزش

مقدمه:

قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظام های آموزشی کم رنگ شود.


همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش و پرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد. بسیاری از علاقمندان به این فن، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روش های علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند. بحث درباره ی نظام تعلیم و تربیت بسیار گسترده است، به گونه ای که وارد شدن به هر حیطه از آن، نیازمند دانش و تخصص است و اگر محققی واجد تخصص نباشد و علاوه برآن در زمینه ی مسائل تربیتی صبر و حوصله و دقت لازم را به کار نبرد، بی شک نمی تواند این نظام را به سر منزل مقصود هدایت کند.

همان گونه که می دانید در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستان ها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز، در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است باز می مانند.


آنچه که این مقاله در پی آن است، بررسی جایگاه قصه گویی در نظام آموزش رسمی کشور است. این نظام گسترده بخش بسیار وسیعی از جامعه را تحت پوشش قرار می دهد. از دوران پیش دبستان تا دوران دانشگاه گستره ی نظام تعلیم و تربیت است، اما در این مقاله هرجا به نظام آموزشی اشاره می شود، مراد دوران پیش دبستان و دبستان است. این دو بخش نیمی از جمعیت دانش آموزی را تحت پوشش خود دارد. با این اوصاف این مقاله در پی آن است که به این سوالات پاسخ دهد:


  • آیا قصه گویی می تواند در رقابت با فعالیت های رسمی مدرسه به جایگاهی مطمئن دست یابد؟
  • آیا در نظام آموزشی ما به قصه گویی به عنوان فعالیتی جدی نگاه می شود یا فعالیتی تفننی است که ارزش علمی - آموزشی خاصی ندارد ؟ و...


با توجه به همه ی عوامل فوق در این مقاله ضمن مطالعه ی آرا و نظرات صاحب نظران سعی شده است تا با نگاهی دوباره به فعالیت قصه گویی جایگاه واقعی آن در نظام آموزشی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.



قصه چیست؟

ادبیات کودک شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان و... است. ادبیات کودکان عبارتست از: تلاشی هنرمندانه در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.


برای شناخت جایگاه واقعی قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت ابتدا لازم است عناصر اصلی این سرفصل را مورد دقت قرار دهیم.

پایانی خوش برای قصه‌های خوب


مطمئناٌ با شناخت و تعریف صحیح از کلیدهای واژگانی اصلی این عنوان، زمینه برای دستیابی مطمئن تر به جایگاه قصه گویی فراهم می شود.


در این عنوان به دو کلمه ی اصلی بر می خوریم نخست:

قصه و دوم:

نظام تعلیم و تربیت برای شروع بحث بهتر است ابتدا کلمه ی قصه و قصه گویی را مجدداٌ تعریف کنیم: خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است: " قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آن ها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم ها و شخصیت ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد. حوادث قصه ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند ؛ بی آنکه در گسترش و بازسازی قهرمان ها و آدم های قصه نقشی داشته باشد. "


همچنین در لغت نامه ی دکتر معین درباره ی کلمه ی تعلیم آمده است: "آموختنی های مربوط به مسائل اجتماعی، تمدن و امور اجتماعی. آموختن و یاد دادن" و تربیت: "پرورش دادن، رشد کردن "معنی شده است.


با توجه به دو تعریف فوق زمینه های بررسی جایگاه قصه گویی در نظام های آموزشی مشخص تر می شود.



جایگاه داستان کودکانه

برای بهبود نظام تعلیم و تربیت با توجه به گستره ی بسیار وسیع آن؛ نخست لازم است نوع جامعه ای که درآن به نقش و جایگاه قصه می پردازیم را بشناسیم. در بررسی جوامع و تا حدود پانزده سال قبل به دو نوع جامعه برمی خوریم: جامعه ی کشاورزی و جامعه ی صنعتی.

هرکدام از این دو جامعه از ارتباطاتی یک سویه بهره می بردند و وسیله ی انتقال پیام در آن ها عمدتاٌ نوشته، رادیو و تلویزیون بود. در اواخر قرن بیستم شاهد پیدایش جامعه ی دیگری به نام جامعه ی اطلاعاتی بودیم که اصلی ترین منبع در این جامعه دانش و اطلاعات است و عمده ترین سازمان های آن مراکز تحقیقاتی، دانشگاه ها و نظام های آموزشی می باشد. در این جامعه ارتباطات دوسویه و چند سویه است و این توانایی علاوه بر افزایش دادن سرعت ارسال و دریافت اطلاعات باعث افزایش فوق العاده ی سرعت رشد دانش نیز شده است. بنابراین در بخش آموزش دیگر نیازی به حفظ کردن مطالب نیست و باید هدف گذاری، برنامه ریزی و فرایند تدریس به سرعت از شیوه ی حفظ کردن و انبارداری اطلاعات به سمت ایجاد مهارت در فراگیرندگان به منظور توانایی دریافت اطلاعات مفید و مورد نیاز، چگونگی تجزیه و تحلیل داده ها و کسب نتایج تولید دانش تغییر جهت دهد و زمینه برای یافتن روابط و حقایق به جای آموزش آن ها فراهم شود.


مفاهیم کودکانه در جهان کودکانه


با این اوصاف آیا نظام تعلیم و تربیت قابلیت این را دارد که مجدداٌ به فعالیت هایی نظیر قصه گویی رویکرد تازه ای ایجاد کند یا خیر ؟

اکنون همه ی نظام های تعلیم و تربیت به گونه ای با فناوری های ارتباطی درگیر می باشند. با توجه به هزینه های بسیار بالایی که در بسیاری از مدارس جهت بهبود امر تدریس و یادگیری به کار برده اند، انتظار می رفت که این عوامل به سمت ساده سازی و هیجان بخشیدن به آموزش پیش رود؛ اما متاسفانه در عمل مدارس فاقد نشاط و شادابی لازم می باشند. جریان تعلیم و تربیت نه فقط باید موجب شود تا خلاقیت در دانش آموزان توسعه یابد بلکه باید زمینه های آن را هم فراهم کند.

از سویی در نظام آموزشی رسمی کشورها و به ویژه در کشورهای جهان سوم به دلیل نیاز روزافزون جوامع به نیروهای متخصص تاکید بر یادگیری تئوریک است و به آموزش های نظری بیش از سایر آموزش ها توجه می شود.

به نظر می رسد نظام های آموزشی به ویژه نظام تعلیم و تربیت در کشور ما نیاز به بازسازی در زیربناهای فکری دارد. برای این منظور باید افراد آگاه و خبره بتوانند نیازهای جامعه ی اطلاعاتی را در کنار امور آموزشی به گونه ای سازماندهی کنند که تنوع فعالیت ها حفظ شده و همه چیز در خدمت سازندگی افرادی پرشور قرار گیرد.



نقش قصه

از جمله فعالیت هایی که می تواند بدون ایجاد حساسیت در نظام آموزشی از عهده ی مسئولیت خطیر پرورش کودکان بر آمده و همه چیز را همانند حلقه ای واحد به دور خود جمع کند، فعالیت قصه گویی است. قصه به لحاظ نیاز فطری انسان، همیشه یکی از برنامه های مورد علاقه ی اوست. در طول تاریخ علی رغم پیشرفت های سریع تکنولوژی هنوز زبان ساده ی قصه نقش بسیار مهمی در بیان مسائل آموزشی دارد. هرچند با توجه به تغییرات تکنولوژی، تغییراتی اساسی در استفاده از قصه ها صورت گرفته است و به سختی رویکردهای سابق نسبت به قصه گویی ایجاد می شود، اما با هماهنگی بین بخش های مختلف نظام های آموزشی می توان خلا موجود در آن را پر کرد.

در این راستا توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد، که یکی از بخش های مهم ادبیات کودک، قصه می باشد. قصه کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. قصه هایی که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و آن ها را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آن ها را یاری می دهد.

قصه، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان نقش قاطعی دارد.


هدف های برنامه ی ادبیات کودکان و به ویژه قصه در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارتند از:

1- کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان

2- تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان

3-تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان

4-ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان

5- رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی

6- برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماداه ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.


کودک و قصه


متاسفانه نکته ای که تا کنون در نظام های آموزشی به چشم می خورد، تاکید بر جهل و نادانی کودکان است و این نگرش حاکی از طرز تلقی " انسان شکل نیافته " در تعلیم و تربیت است.

علاوه بر آن کتاب های درسی در هزاره ی جدید در حال تغییر است، اگر چه هنوز کتاب ها به صورت کامل متناسب با توانایی ها و خصوصیات ذهنی کودکان تدوین نشده است، اما آموزشگران جدید نسبت به نقش قصه در پرورش جسمی و روانی و ذهنی کودکان تاکید بسیار دارند و جامعه هم تا حدود زیادی این تغییرات را پذیرفته است.

طرز تلقی بزگسالان نسبت به کودک و سرشت او بخش مهمی از برداشت نسبت به مفهوم کودکی است. ادبیات جدید کودک، محصول دگرگونی در مفهوم کودک است و نگرش های تازه ای را نسبت به کودکان و توانایی ها و ویژگی های ذهنی آن ها پدید آورده است.


داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری و... ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فراگرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت در کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

کودک در نظام تعلیم و تربیت جدید انسانی فعال و پویا است که حق انتخاب دارد. او با تجارب متفاوتی روبه روست. یکی از کارهایی که کودک در نظام های آموزشی امروزه با آن روبه روست شنیدن، نوشتن و باز گفتن است. در ذهن کودک میلیون ها جرقه وجود دارد که هر کدام می تواند زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای تازه را فراهم کند.

میل ذاتی کودک به شنیدن قصه موجب شده است تا قصه گویی به عنوان یکی از روش های آموزشی و تربیتی در طول اعصار مورد توجه باشد. کودک در داستان مایه ی زندگی خود را می یابد و خصوصیات رفتاری افراد را درک می کند.

داستان ها منعکس کننده ی نگاه انسان به جهان هستی و محیط پیرامون اوست و به همین دلیل قصه گویی راهی برای انتقال و آموزش آداب و رسوم و سنن از نسلی به نسل دیگر است. در تجدید حیات جاری قصه گویی، تعیین مرز ظریف بین اجرا و گفتن قصه به گونه ای فزاینده دشوار است و این تفاوت مربوط به رابطه ی بین گوینده و شنونده است و قصه در کانون این رابطه قرار دارد.

دانش آموز باید بتواند در طول قصه با قصه گو همراه باشد. اگر در نظام آموزشی به این مساله توجه شود، که قصه می تواند بسیاری از آموزه های تربیتی را به خوبی به مخاطب منتقل کند، مطمئنا رویکردها نسبت به فعالیت قصه گویی تغییرات جالبی پیدا خواهد کرد. متاسفانه به دلیل این که انتخاب معلمین در کشور با نگاه های پرورشی همراه نیست و در گزینش معلمان به توانمندی های خاص توجه نمی شود و ملاک گزینش بر اساس نمره می باشد، جایگاه قصه و قصه گویی و سایر فعالیت های پرورشی در نظام آموزشی به خوبی قوام نیافته است.

اگر فعالیت قصه گویی توسط فردی ناتوان که با اصول قصه گویی آشنا نیست، ارائه شود؛ نه تنها نمی تواند موثر واقع شود بلکه علی رغم میل فطری کودک به قصه او را از محیط قصه فراری می دهد. در این رابطه ما با دسته های مختلفی از قصه گویان روبه رو هستیم: قصه گو - مجری ها، قصه گو -کتابدارها و قصه گو- معلمان.


در نظام های آموزشی بیشتر شاهد قصه گو - معلمان هستیم؛ یعنی آن دسته از قصه گویانی که برای کودکان در برنامه های آموزشی قصه می گویند، اما علاقه مند به کار قصه گویی نیستند، در واقع آنان علاقه مند به اجرای قصه توسط قصه گو نیستند.

قصه خواند برای کودک، ارتباط پدر و کودک


به دلیل حاکمیت این دیدگاه در نظام آموزشی، معلمین نمی توانند نقش قصه گویی را به خوبی ایفا کنند. معلیمن در نظام های آموزشی باید بدانند که بین اجرای فعالیت های آموزشی و فعالیت های پرورشی و فوق برنامه ارتباطی بسیار عمیق وجود دارد. ممکن است بسیاری از معلمین برای بچه های خود در خانه قصه بگویند و با شناختی که از او دارند درباره ی علاقه ها، ترس ها، یا محبت هایش قصه بگویند؛ اما قصه در مدرسه ویژگی های خاص خود را دارد. شکل ارائه ی آن متفاوت است. قصه در مدرسه شور و عاطفه ی بیشتری را می طلبد و باید به کودک آزادی عمل بیشتری بدهد. قصه با توجه به نیازهای فطری مخاطب فرق می کند. برای این منظور باید کتاب های درسی سرشار از ادبیاتی غنی و مفید باشد. این ادبیات باید با مدیریت و برنامه ریزی آموزشی همسو بوده و در برنامه ی تحصیلی خللی وارد نکند. معلم می تواند با قصه به دانش آموزان مهارت های پژوهشی را بیاموزد، می تواند گوش سپردن به قصه و برانگیختن کودکان را با آن ها تجربه کند.



نظام تعلیم و تربیت و قصه گویی

علاوه بر موارد فوق برنامه های آموزشی از جمله برنامه های چند رسانه ای می باشند. برنامه ی چند رسانه ای، برنامه ای است که ترکیبی از دو یا بیش از دو شکل هنری است که هر کدام می تواند جایگاه خود را داشته باشد و در مجموع کل واحدی را بیافریند.

قصه گویی در نظام آموزشی می تواند با اشکال مختلف درسی بیامیزد، به شرطی که روی برنامه ها به خوبی فکر شده باشد و ارتباط بین بخش های آن منسجم باشد. موثرترین برنامه ها آن هایی هستند که بر درون مایه یا موضوع درسی یا نویسنده ای خاص متمرکز شده باشند.

برای آماده سازی یک برنامه ی درسی که بتواند در نظام تعلیم و تربیت مفید واقع شود باید در مواد مورد استفاده ی آن دقت شود.

شرط موفقیت یک برنامه نظیر قصه گویی در مدارس روانی و موزون بودن آن است. در یک نظام تعلیم و تربیت باید بخش ها مکمل هم باشند و در عین حال آنقدر قدرت داشته باشند که مستقل به کار آیند.

اگر چه امروزه به عواملی نظیر تفکیک بودجه و کاهش تعداد کارکنان در نظام های آموزشی اشاره می شود، با این حال رویکردهای تازه ای نسبت به فعالیت هایی نظیر قصه گویی درحال پیدایش است

داستان ارثیه شرقى ماست


به نظر می رسد برای رفع مشکل عدم توانمندی معلمین به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر آموزشی باید دوره هایی برای آن ها برگزار شود. مدیران، معلمین و سایر افراد دست اندرکار نظام تعلیم و تربیت بایستی نسبت به شرکت در برنامه های قصه گویی ترغیب شوند، چون اگر بهترین قصه ها هم در خدمت شخصی که علاقمند به قصه گویی نباشد قرار گیرد و نتواند از عهده ی ارائه ی آن برآید، در واقع کاری عبث انجام شده است.

دوره های آموزش ضمن خدمت که بعضا بی توجه به نیازهای واقعی معلمین برگزار می شود نتایج مفیدی را به دنبال نخواهد داشت، اما با شناسایی افراد توانمند و علاقمند و برگزاری دوره های ضمن خدمت ویژه ی آنان کم کم نگرش ها نسبت به قصه گویی تغییر خواهد کرد.

در تدریس معلم باید طرح درس خود را از قبل آماده کرده باشد و از شیوه های مختلفی برای ارائه ی مطلب به دانش آموزان سود بجوید، اما متاسفانه در عمل چنین اتفاقی نمی افتد. معلم باید بداند که در عصر ارتباطات باید حجم دانسته هایش به حدی باشد که بتواند در برابر سوالات مختلف دانش آموزان پاسخگو باشد. با مسلط کردن خود به این تجهیزات است که او می تواند پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد.

کسانی که شغل معلمی را برگزیده اند خود زمانی دانش آموز بوده اند و شرایط آموزشی و پرورشی را در مدارس تجربه کرده اند. علی رغم پیشرفت های ظاهری هنوز اتفاق تاثیر گذاری در مدارس و در نحوه ی تدریس معلمین نیفتاده است. باید در نظام آموزشی فرصت هایی فراهم شود که در برانگیختن انگیزه برای معلمین نقش کاربردی باشد.

همچنین برای کسب جایگاه مناسب برای فعالیتی نظیر قصه گویی لازم است در دانشگاه ها و سایر موسسات مرتبط رشته ای خاص ایجاد گردد تا نیروهایی توانمند برای فن قصه گوی تربیت شوند.



پشنهادات

آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد، درواقع بررسی نظام آموزشی کشور و رویکردهای موجود در آن بود و سعی شد با تکیه بر مطالب صاحب نظران، به جایگاه قصه گویی و تاثیری که می تواند بر مخاطبان داشته باشد مطالبی ارائه شود. آنچه به نظر می رسد این است که در قدیم در مکتب خانه ها بسیاری از مسائل با زبان قصه به مخاطبان منتقل می شد، اما در نظام آموزشی امروزی از این ابزار سود برده نمی شود؛ حال آنکه در کتاب های جدید آموزش ابتدایی درس هایی با زبان قصه برای کودکان گنجانده شده است، که این امر می تواند جایگاه سابق قصه و قصه گویی را در نظام آموزشی تجدید کند.

دراین مقاله نویسنده با تجاربی که در مدت کار در کانون پرورش فکری کسب کرده و با حضور در جشنواره های قصه گویی یه این نتایج دست یافته است که:


کتا ب خوانی


کتاب های موجود در کتابخانه های کانون منابع بسیار مناسبی برای قصه گویی هستند، اما به دلیل این که ارتباط بین مراکز کانون و مدارس و به ویژه معلمان کم رنگ است، معلمین از این منابع آگاهی ندارند. با تشکیل گروه های قصه گویی در مدارس، حضور مربیان کانون در مدارس و ارائه ی قصه های جذاب و استفاده از شیوه های خلاق در قصه گویی توسط مربیان می تواند زمینه را برای بهبود وضعیت قصه گویی در مدارس فراهم کرد.


علاوه بر آن دوره های آموزش ضمن خدمت ویژه معلمین و معرفی منابع غنی ادبی به آن ها از سوی مراکزی نظیر کانون که قصه گویی را به عنوان یکی از فعالیت های اصلی در سر لوحه ی برنامه های خود دارد، می تواند جایگاه واقعی قصه گویی و نقشی که می تواند در آموزش و پرورش کودکان ایفا کند را به معلمین نشان بدهد.

برگزاری جشنواره های قصه گویی بین معلمین ابتدایی و همچنین جشنواره ی رقابتی بین مربیان کانون و معلمین مدارس نیز می تواند جایگاه قصه گویی رابهبود بخشد.


همچنین کانون به عنوان متولی قصه گویی در کشور باید در شیوه های برگزاری این فعالیت در کانون تجدید نظر انجام دهد تا زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای جدید در قصه گویی فراهم شود. مثلا کانون می تواند قصه گویی و کتاب هایی در این زمینه و به ویژه کتاب قصه ها را به خانواده ها امانت دهد تا علاوه بر ایجاد فرهنگ مطالعه هنر قصه گویی در خانواده ها زنده بماند.


+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر 1398ساعت 12:48 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

آموزش ساخت : یک دوربین مداربسته بسازید

دوربین مداربسته

در این پست ساختنی طرز ساخت یک دوربین مداربسته را می آموزید. این دوربین مداربسته یک دوربین امنیتی عادی نیست و میتواند از طریق ایمیل با شما تماس بگیرد و تصاویر در ورودی را برایتان ارسال کند. وقتی فردی مقابل زاویه دوربین قرار می گیرد، دوربین یک عکس از آن می گیرد و آن را به ایمیل شما ارسال میکند.

این دوربین مداربسته سه قطعه اصلی دارد که تصویربرداری و ارسال ایمیل را انجام می دهند:

یک آردوینو Yun که در حکم مغز دوربین است و به شبکه وای فای خانه یا محل کارتان وصل میشود؛
یک سنسور PIR که نزدیک شدن افراد به در را تشخیص می دهد؛
یک وب کم USB که از تصاویر ارسالی به ایمیل را تهیه می کند؛
یک پرینتر سه بعدی – یا دسترسی به ارائه دهندگان خدمات پرینت سه بعدی – که دوربین درون آن قرار می گیرد.

گام اول : وسایل موردنیاز

  • یک عدد آردوینو Yun
  • یک عدد سنسور PIR
  • یک عدد LED برای انجام تست
  • یک عدد وب کم USB
  • سیم اتصال ماده به نر
  • کارت SD میکرو
  • کابل USB میکرو B
  • پرینتر سه بعدی یا دسترسی به خدمات پرینت سه بعدی
  • انبردست
  • پیچ گوشتی
  • تعدادی پیچ
  • پایه برای نصب دوربین (می توانید از لولای در استفاده کنید)

گام دوم : آردوینو را تنظیم کنید

ساخت دوربین مداربسته را با پیکربندی اتصال آردوینو به شبکه وای فای آغاز کنید.

کابل USB میکرو را به یک پریز یا خروجی یو اس بی کامپیوترتان وصل کنید. کامپیوتر را به وای فای آردوینو Yun وصل کنید. چند ثانیه بعد از روشن کردن آردوینو باید یک شبکه وای فای به نام “ArduinoYun-XXXXXXXXXXXX” در لیست شبکه های در دسترس تان نمایش داده شود. با یک مرورگر وارد این
لینک شوید. حالا یک دکمه پیکربندی نمایش داده میشود. بعد از اینکه روی این دکمه کلیک کردید، نام روتر وای فای را انتخاب کنید و پسورد را وارد کنید.

حالا می توانید نام آردوینو، پسورد و تنظیمات دیگر را تغییر دهید؛ البته اینکار ضرورتی ندارد.

وقتی کارتان با تنظیمات آردوینو تمام شد، گزینه های پیکربندی و ری استارت را بزنید تا آردوینو به شبکه وای فای متصل شود.

گام سوم : سنسور PIR را وصل کنید

حالا اسکچ ها را روی آردوینو آپلود کنید. دقت کنید که باید از آخرین نسخه روی Arduino IDE استفاده کنید.

حالا سنسور PIR را به آردوینو وصل کنید. VCC روی سنسور را به پین 5 ولتی آردوینو وصل کنید. پین GND را هم به پین GND وصل کنید. پین Out سنسور را هم به پین #2 آردوینو وصل کنید. یک LED هم به پین 13 وصل کنید تا بتوانید در حین انجام تست دید بهتری از عملکرد دستگاه داشته باشید.

کدهای تست اولیه سنسور PIR را دانلود کنید و آن را روی آردوینو آپلود کنید. قبل از اینکه دکمه آپلود را فشار دهید، آردوینو Yun را انتخاب کنید.


گام چهارم : اتصال SSH به آردوینو

با استفاده از پورت کامیپوتر یا ابزارهایی مثل پوتی (Putty) آردوینو را به SSH متصل کنید.

ssh root@yun.local

اگر نتوانستید آی پی را برای yun.local تعریف کنید، آدرس IP آردوینو را پیدا کنید و در کد بالا از این آدرس استفاده کنید؛ مثلاً ssh root@192.168.1.8 .

با تایپ کردن YES کلید RSA را قبول کنید. حالا می توانید فرمان های شل موردنظرتان را به دستگاه بدهید.

گام پنجم : وب کم را وصل کنید و دوربین ها را تست کنید

آردوینو را به وب کم وصل کنید و کارت SD را در آن قرار دهید. حالا فرمان های زیر را ر SSH prompt آردوینو تایپ کنید تا پکیج fswebcam که کار عکس گرفتن را انجام می دهد، نصب شود.

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 14:27 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

چطور کلید افتاده کیبورد لپ تاپ را تعمیر کنیم

تعمیر لپ تاپ

چطور کلید افتاده شده رو به روش درست وصل کنیم حتی اگر تا الان این کار رو انجام ندادیم

اگر یک یا چند مورد از کلید های لپ تاپ شما جدا شده و به فکر خرید یه کیبورد جدید برای لپ تاپ خودتون هستین پیشنهاد میکنم این مطلب رو حتما مطالعه کنید.


تو این مطلب من کمکتون میکنم تا یاد بگیرید چطور بدون اینکه نیاز باشه کیبورد جدید برای لپ تاپ خودتون تهیه کنید کلید افتاده شده را به حالت اول برگردونید 🙂 پس تا انتهای این آموزش با من همراه باش….

معمولا کلید های کیبورد لپ تاپ به دلایل مختلف (خیلی وقتا به خاطر یکسری دلایل عجیب و غریب 😐 ) جدا میشه مثل شکل زیر :

تعمیر کیبورد لپ تاپ

تعمیر کیبورد لپ تاپ

چطور کلید افتاده کیبورد لپ تاپ را تعمیر کنیم

در چنین شرایطی به راحتی میشه کلید افتاده شده رو به حالت اول برگردوند . نکته ی مهمی که باید بگم اینه که نحوه ی اتصال کلید ها هیچ روش استانداردی نداره 😑 و همه ی کیبورد ها شبیه به هم نیستن ولی خب این دلیل نمیشه که ما نتونیم مشکل رو رفع کنیم💪💪💪 و امروز میخواهیم یاد بگیریم چطور بفهمیم که چطور باید کلید افتاده شده رو به روش درست به محل مورد نظرش وصل کنیم حتی اگر ندونیم که به چه روشی باید وصل بشه ! حالت های متفاوتی که ممکنه برای کلید های صفحه کلید (یا همون کیبورد) لپ تاپ شما بوجود بیاد رو برسی میکنیم :

حالت اول :

کلاهک و نگه دارنده کیبورد

در این حالت که طبق عکس مشخص شده هم کلاهک کلید و هم نگه دارنده های کلید جدا شده و نمیدونیم که چطور باید این کلید ها رو سرجاش وصل کنیم🤒 .

خب در این حالت ما میتونیم یه کلک کوچیک بزنیم و بیایم از کلید های سالم روی کیبورد کمک بگیریم و ببینیم که تو این کیبورد چطور نگه دارنده ها به پین های روی کیبورد متصل شده . برای جدا کردن کلاهک میتونید به ارامی یک کلاهک سالم را به سمت بالا بکشید دقت کنید اگر از وسیله یا اهرم خاصی استفاده میکنید زیر نگه دارنده های کلاهک نرود تا زمانی که کلاهک را به سمت بالا میکشید دوباره نگه دارنده هم جدا بشه 🤒🤒 . بعد از جدا کردن کلاهک میتونید ببینید که چطور نگه دارنده ها به صفحه کیبورد متصل شده اند و در این حالت به راحتی میتونید نمونه جدا شده را شبیه به نمونه سالم سرجاش وصل کنید .

نمونه ی سالم جدا شده کیبورد

نمونه ی سالم جدا شده کیبورد

برای مثال در شکل زیر نگه دارنده ها از طریق 4 نقطه به کیبورد متصل شده است

نگه دارنده های روی کیبورذ

نگه دارنده های روی کیبورذ

دقت کنید در تمام نمونه ها ابتدا نگه دارنده به کیبورد وصل شده سپس کلاهک با فشار بر روی نگه دارنده ها متصل خواهد شد. نکته دیگه ای که هست اینه که دقت کنید در تمام نمونه ها نگه دارنده ها باید فیکس باشند اگر دیدید کامل فیکش نشده و جابجا میشه کامل به پوینتر ها ی کیبورد متصل نشده و باید برسی و کنید و مشکلشو حل کنید.

نمونه ی سالم جدا شده کیبورد

نمونه ی سالم جدا شده کیبورد

مانند نمونه سالم کیبورد را جایگذاری کنید

مانند نمونه سالم کیبورد را جایگذاری کنید


حالت 2:

کلید یا کلاهک یا نگه دارنده کیبورد لپ تاپ جدا شده و شما آن را گم کرده اید:

ببینید دوستان در این حالت شما چاره ای ندارید جز اینکه کلاهک یا نگه دارنده یا کلید جدید تهیه کنید برای تهیه کلید جدید میتونید به تعمیرکار های در سطح شهر خود مراجعه کنید و ازشون بخواین که یک نمونه از کلید مورد نظرتون رو به شما بدن . درواقع هزینه ای برای تعمیرکار نداره و همشون هم بدون استثنا کیبورد های اوراقی تو وسایلشون دارن تها کاری که باید انجام بدین اینه که به یکی از این مراکز مراجعه کنید و ازشون بخواین نمونه کلید مورد نیاز رو از وسایلشون به شما بدن 🙂

برا یاینکه بفهمید کلید و نگه دارنده شما از چه نوعی هست طبق “حالت 1” میتونید به راحتی متوجه شوید و دقیقا کلید مورد نیازتون رو تهیه کنید و به روش گفته شده در “حالت 1” بعد از تهیه کلید ان را وصل کنید و مشکل کیبورد رو حل کنید💪

جایگذاری کلید اسپیس – space کیبورد لپ تاپ:

کلید اسپیس یا اسپیس بار کمی با بقیه کلید ها متفاوت تر وصل میشود که در اینجا به برسی اون میپردازیم:

space-bar

تقریبا در بیشتر کیبورد ها یک نگهدارنده ی فلزی بلند قرار گرفته که ممکنه به دلایل مختلف از داخل گیره و نگه دارنده ی روی کیبورد جدا بشه یه اگر ممکنه کلاهک اسپیس بار کج بشه یا …. که برای این حالت همانند روش های قبلی کلاهک اسپیس بار را جدا کنید و سپس نگه دارنده ی فلزی ان را هم مانند شکل جدا کنید:

اسپیس بار را جدا کنید

اسپیس بار را جدا کنید

حالا میله ی فلزی که جدا کردین ره همانند شکل به نگه دارنده های روی کیبورد وصل کنید :

میله ی فلزی اسپیس را وصل کنید

میله ی فلزی اسپیس را وصل کنید

حالا همانند شکل کلاهک اسپیس را به بر روی میله ی فلزی نگه دارنده گذاشته و با انگشتان دستتون فشار بدید تا گیره های کلاهک وصل شوند:

کلاهک اسپیس را وصل کنید

کلاهک اسپیس را وصل کنید

و تمام 💪💪 مشکل اسپیس بار باید حل شده باشه 🙂

حالت 3 :

حل مشکل پد سیلیکانی کیبورد لپ تاپ

حالت سومی که ممکنه برای کیبورد لپ تاپتون پیش بیاد اینه که علاوه بر اینکه کلاهک و نگه دارنده گم شدن پوسته سیلیکانی زیر کلاهک که در واقع وظیفه ی اتصال دو پد سیلکانی کیبورد را بر عهده دارد گم شده یا خراب شده باشه :

پد کنده شده

پد کنده شده

در این حالت شما دو راه دارید :

  • اول اینکه یک نمونه پوسته سالم از یک تعمیرگاه لپ تاپ و کامپیوتر تهیه کنید و طبق اموزش وصل کنید
  • دوم اینکه از یکی از کلید های روی کیبورد که لازم ندارید استفاده کنید و به جای اون کلیدی که استفاده زیادی ازش میشه بجسبونید

روال کار بصورت زیر هست :

ابتدا کلاهک و نگه دارنده ها را از یک نمونه سالم طبق مواردی که در حالت های 1 و 2 گفته شد جدا کنید سپس پوسته سیلیکانی مورد نظرتون رو با یک فلز نوک تیز مثل کاتر یا چاغو با دقت طبق عکس جدا کنید دقت کنید هر چقدر دقت کارتون بیشتر باشه و پوسته ای که در اوردین محل اتصالش رو کیبورد صاف تر و تمیز تر در بیاد موقع چسبوندنش کارتون راحت تر و ساده تر میشه

جداسازی پوسته سیلیکانی

جداسازی پوسته سیلیکانی

پد سیلیکانی جدا شده

خب تا اینجا که تونستیم یک نمونه سالم رو جدا کنیم فقط باید بچسبونیم جای کیبورد خراب و تمام. برای چسبوندن پوسته سیلیکانی ابتدا به محل اتصال ان کمی چسب بریزید (بهتره چسب تاچ یا امثالهم باشه) سپس به محل مورد نظر بچسبونید فقط دقت کنید که حتما در مرکز قرار بگیره که در زمان فشرده شدن کلید اتصال پد ها به درستی برقرار بشه.

نمونه ی متصل شده

نمونه ی متصل شده

بعد از اتصال چند لحظه صبر کنید تا چسب اثر کنه و سپس طبق مراحل 1 و 2 ادامه مراحل را طی کنید 😎😎

مواردی که ممکنه در رفع موارد مربوطه براتون پیش بیاد :

1- کلاهک به درستی وصل نمیشود:

در این حالت اگر در زیر کلاهک به گیره های ان با دقت نگاهی بی اندازید که گیره های ان شکسته نباشد . در صورتی که گیره های ان شکسته چاره ندارید جز اینکه از یک کلاهک جدید استفاده کنید یا اگر خم شده میتونید با چسب قطره ای یا امثالهم گیره مربوطه رو درست کنید . اگر گیره ها سالم بودند نگه دارنده ها را چک کنید که شکستی نداشته باشند که اگر شکستی وجود داشت باید رفع کنید یا با یک نمونه سالم تعویض کنید .

در صورتیکه شکستگی بر روی کلاهک و گیره وجود نداشت و هنوز نتونستید کلاهک رو وصل کنید تنها دلیل ان این است کلاهک را به درستی بر روی نگه دارنده ها قرار ندادین و یک بار محل اتصال این دو را باهم برسی کنید سپس دوباره امتحان کنید مطئنم اینبار مشکلتون حل میشه😎😎

2- نگه دارنده ها بدرستی وصل نمیشوند:

در این حالت هم تنها در صورتی نگه دارنده ها وصل نمیشوند که گیر های ان شکسته باشه در غیر اینصورت تنها دلیل ان روش اتصال انهاست که از نمونه ی سالم روال کار خودتون رو برسی کنید و اگر نتونستید وصل کنید عکسی ارسال کنید تا روش اتصال توضیح داده شود

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 14:07 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

چگونه گوشی سامسونگ یا آیفون اپل آب خورده را تعمیر کنیم؟

تعمیر گوشی موبایل

افتادن گوشی آیفون در آب یکی از رایج ترین اتفاق هایی است که برای کاربران آن ها رخ می‌دهد و متاسفانه اغلب منجر به بروز مشکلات و صدمات جبران ناپذیری می‌شود. در ادامه این مطلب قصد داریم به آموزش نحوه تعمیر گوشی سامسونگ و آیفون آب خورده بپردازیم. با موبایل کمک همراه باشید.

مقدمه‌ای در رابطه با گوشی موبایل سامسونگ یا آیفون آب خورده یا خیس شده

آب یک رسانای الکتریکی است و تماس آن با قطعات الکترونیکی ممکن است صدمات جبران ناپذیری را به بار آورد. متاسفانه خرابی ناشی از آب خوردگی یکی از رایج ترین مشکلات گوشی های موبایل و آیفون های اپل محسوب می‌شود. اگرچه اغلب گوشی های مدرن تر از استانداردهای ضد آب بهره می‌برند، اما با این حال در برابر نفوذ آب حساس هستند و اگر اجزای داخلی آن ها بنا به هر دلیل با آب در تماس باشد، احتمال سوختگی و از کر افتادن دستگاه بسیار بالا خواهد بود.



زمانی که گوشی آیفون شما با آب در تماس باشد باید خیلی سریع عمل کنید و سرعت عمل شما تعیین کننده میزان خسارت وارد بر گوشی خواهد بود. اگر سریع عمل کنید، شاید بتوانید گوشی خود را نجات دهید، اما اگر کند باشید و درست عمل نکنید، ممکن است برای همیشه گوشی آیفون خود را از دست دهید. بنابراین مطالعه این مقاله و کسب آمادگی لازم برای مقابله با گوشی سامسونگ یا آیفون آب خورده یک امر ضروری خواهد بود که توصیه می‌کنیم به هیچ وجه آن را نادیده نگیرید. با موبایل کمک همراه باشید.

مرحله 1 : خشک کردن سریع آیفون آب خورده

اولین کاری که باید انجام دهید خشک کردن گوشی است. اگر آیفون در آب غوطه ور شده یا با آب در تماس بوده، خیلی سریع آن را از آب خارج کنید و با یک دستمال مناسب سطح آیفون را پاک کنید. بدنه گوشی را کاملا خشک کنید تا هیچ آبی روی آن قرار نداشته باشد. دقت کنید که بهتر است گوشی را زیاد تکان ندهید و در حالت هایی نگیرید که ورود آب به داخلی آن امکانپذیر شود. حتما دقت کنید که آب را از بخش هایی مثل جک هدفون، شیارهای مربوط به اسپیکر، سیم کارت و غیره پاک کنید. هرچقدر در این مرحله سریعتر و دقیق تری باشید، احتمال نجات آیفون آب خورده شما هم بیشتر می‌شود.

چگونه گوشی سامسونگ یا آیفون آب خورده را تعمیر کنیم؟


اگر آیفون شما در کیس یا قاب خاصی قرار دارد، ابتدا سریعا آیفون را از آن خارج کنید و سپس دستگاه را خشک نمایید. بعد از اینکه بدنه اصلی گوشی خشک شد، خشاب سیم کارت را از آن خارج کنید و مجرای سیم کارت گوشی را خشک نمایید. به هیچ وجه در این مرحله دکمه های فیزیکی آیفون ب ویژه دکمه هوم و پاور آن را فشار ندهید، هیچ لزومی ندارد که در این مرحله عملکرد آیفون آب خورده را تست کنید.

مرحله 2 (در صورت نیاز): خاموش کردن گوشی

چگونه گوشی سامسونگ یا آیفون آب خورده را تعمیر کنیم؟

بعد از اینکه بخش خارجی بدنه آیفون آب خورده را کاملا خشک و تمیز کردید، به آرامی دکمه پاور آن را فشار دهید تا متوجه شوید که آیا آیفون خاموش شده یا خیر. اگر آیفونتان خاموش شده باشد، شانس تعمیر آن کاهش پیدا می‌کند و به احتمال زیاد نفوذ آب به داخل بدنه گوشی سبب شده که برد یا قطعات دیگر گوشی از کار بیفتند، اما اگر آیفون روشن بود، جای امید بیشتری باقی است. در این شرایط خیلی سریع دکمه پاور را نگه دارید و آیفون آب خورده را خاموش کنید. در نظر داشته باشید که خاموش کردن گوشی به این معناست که دیگر جریان الکتریکی در آن وجود ندارد و نبود جریان به معنای عدم امکان بروز اتصال کوتاه خواهد بود.


مرحله 3: قرار دادن آیفون آب خورده در کیسه برنج یا ژل سیلیکا

حالت نوبت به رطوبت و نم زدایی می‌رسد! برای انجام این کار می‌توانید از برنج طبخ نشده یا ژل سیلیکا استفاده کنید. هر دو مورد نام برده شده خاصیت جذب رطوبت و نم بسیار بالایی دارند و به شما کمک می‌کنند تا گوشی سامسونگ یا آیفون آب خورده را نجات دهید. اگر از ژل سیلیکا استفاده می‌کنید، گوشی را در نزدیکی یک جای خشک (مثلا نزدیک بخاری یا شومینه) قرار داده و ژل های سیلیکا را روی آن بگذارید تا کاملا همه قسمت های آیفون را بپوشانند. بهتر است بسته های ژل سیلیکا را به گونه‌ای بچینید و آیفون را در آن ها قرار دهید که کاملا گوشی را احاطه کنند.

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 13:49 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

مشکل صدای گوشی اپل

تعمیر گوشی اپل

یکی از اشکالات مشاهده شده در گوشی‌های اپل، مشکل صدای این دستگاه‌ها است که البته چندان هم رایج و متداول نیست. در صورت بروز این اشکال، کاربر در حین تماس، قادر به شنیدن صدای مخاطب خود نخواهد بود و بدین ترتیب، دستگاه در برقراری ارتباط، ناموفق عمل خواهد کرد. خوشبختانه مشکل صدای گوشی اپل در قیاس با سایر اشکالات مرتبط با این دستگاه، چندان جدی نیست و در غالب موارد با اندک دستکاری و تعمیرات سخت‌افزاری یا نرم افزاری مرتفع می‌گردد. البته به شرط آنکه در تعمیر خرابی، تأخیری صورت نگیرد. به ویژه اگر اشکال پیش آمده به دلیل نفود آب یا مایعات باشد.

در این مقاله برآنیم تا با درنظر داشتن این اشکال، برخی راهکارهای موجود جهت رفع آن را با شما کاربران گرامی به اشتراک بگذاریم. پیش از پرداختن به راهکارهای مذکور، باید به این نکته توجه داشت که موارد ذکر شده در این داکیومنت مرتبط با گوشی iPhone 6 و iPhone 6 Plus است. بنابراین در صورتی که دستگاه شما مدلی غیر از این دو باشد، ممکن است توضیحات داده شده مناسبتی با گوشی اپل شما نداشته باشند.

مشکل صدای گوشی اپل

تعمیر مشکل صدای گوشی اپل

خوشبختانه مشکل صدای گوشی اپل اختلالی به عملکرد دستگاه –از نطر امکان برقراری تماس- وارد نمی‌کند. به عبارتی دیگر علی‌رغم وجود چنین اشکالی در دستگاه، کاربران قادر خواهند بود تا تماس‌ها را به درستی و همانند قبل دریافت کنند. اما مشکلی که در این میان وجود خواهد داشت آن است که در این هنگام هیچ صدایی از طرف مخاطب برای کاربر به گوش نمی‌رسد یا اینکه صدای شنیده شده بسیار پایین خواهد بود. (حتی زمانی که ولوم صدا تا حد ممکن بالا باشد). توصیه می‌شود در صورت مواجهه با چنین اشکالی از راهکارهای ارائه شده در بخش زیر جهت تعمیر مشکل صدای گوشی اپل بهره ببرید. در صورت استفاده از این روش‌ها و تداوم اشکال پیش آمده می‌توانید به مرکز تعمیر گوشی اپل مراجعه کرده و سرویس‌های تخصصی مورد نیاز را دریافت نمایید.

دکمه ولوم صدا:

روش پیشنهادی نخست آن است که دکمه ولوم بالای صدا را فشار دهید و در زمانی که پیامی مربوط به صدا روی صفحه نمایش پدیدار می شود، دقت کنید که صدا روی حالت هدفون نباشد.

تمیزی هدفون:

مطمئن گردید که در پورت هدفون گوشی شما چیزی وارد شده نشده است. برای تست این موضوع می‌توانید یک هدفون را به گوشی موبایلتان متصل و سپس اتصال آن را قطع کنید و دوباره امتحان کنید.

کاور نبودن گوشی:

از کاور نشدن اسپیکر و هدفون گوشی‌تان مطمئن گردید. چرا که ممکن است این دو بخش از دستگاه، به دلیل انباشت گرد و غبار، محافظ صفحه نمایش، قاب گوشی و مواردی از این دست کاور گردند. برای اطمینان از تمیز بودن میکروفون گوشی اپل خود، از یک قلم مو استفاده کنید و گردوغبار انباشته شده در آن را پاک نمایید. در ارتباط با اسپیکر نیز می‌توانید ضربه آرامی به این بخش از دستگاه وارد نمایید تا اگر چیزی راه آن را مسدود کرده است خارج شود.

قطع کردن اتصال بلوتوث:

از قطع بودن اتصال بلوتوث گوشی‌تان مطمئن گردید. به علاوه از این مسئله نیز مطمئن گردید که گوشی‌تان از طریق بلوتوث به ماشین یا دیگر وسایل صوتی متصل نباشد. اگر قبلا از طریق بلوتوث به یک دستگاه صوتی متصل شده اید، گوشی موبایلتان را یک بار دیگر به آن متصل کنید و سپس اتصال را قطع کنید. سپس امتحان کنید و ببینید در این دو حالت صدای اسپیکر تفاوتی کرده است یا خیر.

لغو کردن حالت اختلال صدا یا همان (Noise Cancelation):

غیرفعال کردن حالت (Noise Cancelation) نیز گاه در رفع مشکل صدای گوشی اپل موثر بوده است. برای غیرفعال کردن این بخش کافی است تابنابراین به پس از ورود به تنظیمات گوشی، به بخش General رفته، وارد Accessibility شوید و گزینه Noise Cancelation را غیر فعال کنید.

تعمیر سخت افزاری:

در صورتی که مشکل صدای گوشی اپل با این روش‌ها حل نشد، احتمالاً اسپیکر گوشی موبایلتان به دلیل آسیب، نیازمند تعمیرات سخت افزاری است. برای بررسی دستگاه و اطمینان از این موضوع می‌توانید به مرکز تعمیر گوشی اپل مراجعه کرده و دستگاه خود را به کارشناسان بسپارید.

حالت اسپیکر:

برای اطمینان از عدم خرابی اسپیکر، گوشی خود را در حین تماس، بر روی حالت اسپیکر قرار دهید و ببینید که مشکل رفع می شود یا خیر.

ری‌استارت گوشی:

در صورت استفاده از یکی از روش‌های درج شده در این بخش جهت رفع مشکل صدای گوشی اپل، دکمه قفل و هوم گوشی موبایلتان را برای 10 ثانیه بگیرید و نگه دارید تا گوشی ری‌استارت شود.

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 13:39 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

روش نصب و پیکربندی مودم ADSL

مودم مخفف عبارت مودولاتور- دمودولاتور به معنی مبدل آنالوگ به دیجیتال و دیجیتال به آنالوگ است. به این مفهوم که مودم داده را به صورت آنالوگ از خط تلفن گرفته و به صورت دیجیتال به کامپیوتر و بالعکس می‌دهد.

تا چند سال پیش مودم‌های Dial-Up که ممکن بود به صورت اینترنال یا اکسترنال باشند، رایج بودند اما امروزه مودم‌های ADSL رایج و پرسرعت هستند.

مودم‌های Dial-Up نمی‌توانستند از خط تلفن همزمان برای اینترنت و تلفن استفاده کنند و در صورت زنگ تلفن، اینترنت قطع می‌شد اما با ورود و عرضه مودم‌های ADSL از خط تلفن، به راحتی می‌توان هم برای اینترنت و هم برای تلفن به طور همزمان استفاده کرد. این مودم‌ها باید به برق و سیستم کامپیوتر و خط تلفن متصل باشند. مودم‌های ADSL دو نوع سیمی و بی‌سیم دارد. نوع سیمی آن با یک کابل USB و یک کابل شبکه (LAN) می‌تواند به سیستم وصل شود و نوع بی‌سیم آن به صورت وایرلس و بدون اتصال کابل از طریق هوا و امواج الکترومغناطیسی وصل می‌شود. نوع بی‌سیم آن به خاطر قابلیت اتصال به گوشی‌ها و تبلت‌ها رایج‌تر است.


مراحل پیکر بندی مودم ADSL:

ابتدا مودم را به برق متصل کرده و با کابل LAN به سیستم وصل کنید. آدرس IP سیستم را به صورت خودکار قرار دهید. سپس مرورگر اینترنت را باز کرده و در قسمت آدرس، آدرس IP مودم را تایپ کنید (اگر IP مودم را نمی‌دانید از قسمت Details کارت شبکه سیستمتان، DHCP IP همان IP مودم است.)

تنظیمات را طبق شکل انجام دهید. دانستن این نکته مهم است که پیکربندی مودم ADSL سیمی با بی‌سیم متفاوت است و بی‌سیم تنظیمات شبکه بی‌سیم را هم دارد که سیمی ندارد. همچنین بدانید که دو عدد VPI و VCI اعدادی هستند که ISP‌ای که از آن اینترنت خریداری کردید را به شما نشان می‌دهد، همینطور نام کاربری و رمز اینترنت را هم همان ISP به شما می‌دهد.




در این قسمت IP را روی حالت خودکار قرار دهید.


و سپس از قسمت Details کارت شبکه، IP را خواهید دید.


حال DHCP IP را در مرورگر تایپ کنید و Enter را بزنید تا وارد پنل شوید. در این مرحله پس از زدن این آدرس مودم از شما یک نام کاربری و یک پسورد را خواهد خواست، بصورت پیش فرض این دو حرف انگلیسی admin و admin است.



در ادامه مراحل زیر را انجام دهید:

در قسمت بالا VPI , VCI را وارد کرده و بر روی Next کلیک کنید.

در قسمت بعدی PPPOE را انتخاب و نام کاربری و رمز عبور اینترنت را وارد کنید.



در این مرحله می‌توانید IP مودم را عوض کرده و یا DHCP را فعال یا غیرفعال کنید:



به همین راحتی پیکربندی مودم به پایان می‌رسد.


تعمیر مودم
+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 13:16 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

تأثیر قصه در خلاقیت و رشد ذهنی ، عاطفی و اجتماعی کودکان

دراهمیت قصه صوتی گویی و خواندن با کودکان می توان با نقل قولی از افلاطون صحبت را شروع کرد . افلاطون می گوید:

« باید پرستاران و مادران را وادار کنیم فقط حکایاتی را که پذیرفته ایم برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند پرورشی که روح اطفال از راه گفتن حکایات به دست می آورد ، به مراتب بیش تر از تربیتی است که جسم آن ها با ورزش پیدا می کند.»

قصه ها و افسانه ها همواره در رشد و کمال ذهنی و فرهنگی انسان ها مؤثر بوده اند و به نوعی زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم ، شیوۀ کار و تولید آن ها و رفتار ، تفکر ، احساس ، مذهب ، اخلاق و اعتقادات هر جامعه را نشان داده اند.

انسان ها برای فرار از ناکامی ها و نابرابری ها ی اجتماعی و اقتصادی و محرومیت های گوناگون،آرزوها ی شان را با آرامش خیال در قالب افسانه ها، قصه ها ، متل ها ، ترانه ها و لالایی ها گفته اند.

قصه از ابتدای آفرینش تا کنون وجود داشته است و شاید نخستین قصه ، قصۀ آدم و حوا و نخستین قصه گو حضرت آدم باشد که ماجرای رانده شدنش از بهشت را برای فرزندانش تعریف کرد.

قصه گویی هم چنین به عنوان روشی برای آموزش ارزش های اجتماعی و اخلاقی استفاده شده. تأکید افلاطون و ارسطو بر قصه گویی برای کودکان نیز از همین جنبه است .

قصه دربارۀ انسان ها و اشیاء به صورتی متفاوت و با زبانی خوشایند ،آن ها را به آموختن ترغیب می کند.

درون مایۀ اصلی قصه ها آرزوی انسان ها بوده و هست . در واقع انسان ها نیازهای شان را با زبانی ساده و قابل فهم در قصه بیان می کنند. طرح مسائل هیجان انگیز و عجیب و ظهور عوامل طبیعی ، غیر طبیعی و متافیزیکی باعث می شود شنوندگان از شنیدن قصه لذت ببرند و انگیزۀ یادگیری در آن ها بیش تر شود .

کودکان با شنیدن افسا نه ها ، اسطوره ها و قصه های قومی دربارۀ جهان و آنچه در آن است اطلاعاتی به دست می آورند و در ذهن خود ، آرزوهای مطلوبشان را شکل می دهند . تقریباً تمام افسانه های اقوام و ملل گوناگون این ویژگی را دارند.

در قصه تمایلات درونی افراد تجسم خارجی می یابد و چهره ها و حوادث آن قابل فهم می شود. در طب سنتی هندو برای بیماران روانی قصه ای می گفتند که مشکل خاص او را مجسم می کرد و از او می خواستند دربارۀ آن فکر کند . در این روش انتظار داشتند وقتی بیمار به داستان فکر می کند ، هم ماهیت دشواری ها و گرفتاری های آزاردهندۀ زندگی خود ر ا بشناسد و هم راه حلی برای درمان آن پیدا کند . از میان آن چه داستان دربارۀ ناامیدی ها ، امید ها و پیروزی انسان بر دشواری ها و گرفتاری ها می گفت ، بیمار می توانست نه فقط چاره ای ب:.۸’ای مشکل خود بیابد ، بلکه هم چون قهرمان داستان راهی نیز برای بازیابی خویش کشف می کرد .

اما اهمیت قصه تنها برای کمک به رشد انسان و آموختن روش های درست ِ زندگی نیست . قصه وقتی درمان کننده است که بیمار به جزییاتی از داستان فکر کند . جزییاتی که بیانگر مشکلات و کشمکش های درونی و کنونی زندگی فرد است و به او کمک می کند به راه حل های فردی برسد.

کودکی که با شنیدن قصه باور کرده است یک چهرۀ به ظاهر نفرت انگیز و خطرناک ممکن است ، به طرز سحرآمیزی تغییر ماهیت دهد و به بهترین و دوست داشتنی ترین دوست و ناجی تبدیل شود ( مثل داستان دیو و دلبر یا شاهزاده خانم و قورباغه) می تواند باور کند کودکی را که نمی شناسد ، می تواند بهترین دوست او

شود .اعتقاد به حقیقت قصه به او جرئت می دهد در نخستین برخورد با یک کودک ناشناس خود را کنار نکشد .

قصه ها هم شادی آفرینند و هم آموزنده . در قصه ها از واژه هایی استفاده می شود که کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد .

اما بهترین شیوۀ قصه گویی کدام است ؟ در این زمینه ، روش های متفاوتی هست . از جمله این که لازم است بعد از گفتن هر قصه یا هنگام قصه گویی به کودک فرصت دهیم به قصه فکر کند و دربارۀ آن حرف بزند . این روش از نظر عاطفی و عقلی برای کودک بسیار مفید است.

برای این که داستان توجه کودک را جلب کند بهتر است سرگرم کننده باشد و کنجکاوی او را برانگیزد . هم چنین لازم است تخیل کودک را فعال کند و به او کمک کند توانایی ذهنی اش را افزایش و احساساتش را توضیح دهد.

بهتر است داستان با همۀ جنبه های شخصیتی کودک ارتباط داشته باشد و از نیازهای کودکانه وی سوء استفاده نکند . قصه باید نیازهای درونی کودک را جدی بگیرد و اعتماد او را به خود و آینده اش تقویت کند.

آگاهی دادن به کودک دربارۀ دنیایی که در آن زندگی می کند ، پرورش عادت های مفید و ایجاد عزت نفس و حس استقلال طلبی و گسترش خلاقیت از مهم ترین هدف هایی است که در قصه گویی برای کودک دنبال می شود.

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 13:05 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

چرا باید والدین برای کودکان فصه بگویند

تاثیر قصه گویی و فواید داستان کودکانه گویی بر تربیت کودک کمکی بزرگ به والدین است. کودک شما اختلالات رفتاری دارد که شما بعد از امتحان کردن هزار و یک راه متاسفانه گاهی به تنبیه رو می آورید اما بهتر است دست نگاه دارید و با اصول و روشهای درست تربیت کودک با قصه خواندن بیشتر آشنا شوید.

گاهی یک قصه می تواند تاثیری بر زندگی و آینده ی کودک بگذارد که ده ها آموزش از آن عاجز است....

اختلال های رفتاری طبقه ای از رفتار کودک است. کودکانی که رفتارشان به این طبقه تعلق دارد از میزان شرارت و شیطنتی که ویژگی گروه سنی آن هاست پا را فراتر می گذارند. آن ها به طور جدی حقوق مسلم دیگران را زیر پا می گذارند و یا قوانین عمده اجتماعی را خدشه دار می کنند. گاهی بسیاری از کودکان از نظر هیجانی نیز با مشکل رو به رو می شوند و در معرض افسرده شدن قرار می گیرند. اختلالات هیجانی رفتاری به شرایطی اطلاق می شود که در آن پاسخ های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هیجان های فرهنگی، سنتی، و قومی تفاوت داشته باشد؛ به طوری که در عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تأثیر منفی داشته باشد. اغلب کودکان با اختلالات رفتاری احساسات منفی دارند و با دیگران بدرفتاری می کنند. در بیشتر موارد، معلمان و هم کلاسی ها آن ها را طرد می کنند، در نتیجه فرصت های آموزشی آنان کاهش می یابد. به رغم مشکلات فراوانی که این کودکان با آن مواجه اند، بیشتر آن ها تا سال ها پس از ورود به مدرسه شناسایی نمی شوند مگر این که اختلالات رفتاری و مشکلات تحصیلی آنان تشدید شود.

بسیاری از بزرگسالان تحمل رفتارهای کودکان با اختلالات رفتاری را ندارند و به تنبیه آنان نیز متوسل می شوند. این کودکان در مقایسه با همسالان بهنجار خود در جنبه های مهم زندگی محدودیت دارند و در تعاملات اجتماعی با مشکلات جدی مواجه اند. ناتوانی های این کودکان از رفتارهای آن ها ناشی می شود. قصه درمانی در سال های اخیر به صورت یکی از فنون بازی درمانی مطرح شده است. استفاده از قصه درمانی به مثابه یک فن درمانی فقط به درمان مشکلات روان شناختی کودکان منجر نمی شود. در قصه درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی فرصت های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.

قصه گفتن برای کودک

تاثیر و فواید قصه کودکانه خواندن برکودکان

کودکان از طریق داستان ها و افسانه ها با حقایق و تجربه های زندگی آشنا می شوند. تأثیرپذیری از شخصیت های قصه، تقویت قدرت فهم و بیان، پرورش خلاقیت، آموزش زبان و افزایش گنجینه واژگان کودکان نیز از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان سرایی به شمار می روند. در واقع داستان خلاقیت گسترده ای است که با آن هر فردی می تواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی و آن ها را جایگزین و استفاده سازنده از آن ها را مطرح کند.

داستان سرایی به مثابه تدبیری مداخله ای برای آموزش می تواند دانش آموزان را به کشف معنای منحصر به فرد بودن خود ترغیب کند و توانایی آن ها را برای برقراری ارتباط واقعی بین افکار و احساسات افزایش دهد. مهارت های کلامی می تواند توانایی دانش آموزان را برای حل و فصل اختلاف بین فردی به صورت آرام و توأم با بحث و گفت و گو افزون سازد. بیان داستان و نیز گوش فرا دادن به آن دانش آموزان را به بهره گیری از تخیلاتشان تشویق می کند. این تخیل قوی می تواند اعتماد به نفس و انگیزش شخصی را در دانش آموزان افزایش دهد، زیرا آنان خود را برای نیل به امیال و آرزوهایشان شایسته و توانا تصور می کنند.

تاثیر قصه گویی بر درمان مشکلات رفتاری کودکان

قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی در کودک نیز موثر واقع شوند

قصه ها می تواند از نظر تربیت اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز موثر واقع شوند و بسیاری از مقررات، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل های زندگی را منتقل کنند. چگونگی روبرو شدن با مشکل ها، حل آن ها و بسیاری از الگوهای رفتاری در گروه ها و طبقه های مختلف اجتماعی و سنی در داستان ها بیان می شود. اگر والدین یا درمان گران قادر به فهم افکار سری کودک یا شناسایی احساس های پنهان او باشند، هر اندازه تفسیرهای انجام شده نیز درست باشند، باز این فرصت از کودک گرفته می شود که خود از طریق شنیدن پی در پی داستان و تفکر درباره آن به احساس رویارویی موفقیت آمیز با مشکل خود دست یابد. به همین دلیل است که رویکردهای داستانی به روان درمانی تأکید دارد و قصه ها در چگونگی رفتار و واقعیت های کودکان نقش موثری ایفا می نماید. قصه ها به کودکان راه حل هایی ارائه می دهند که غیرمنتظره و شگفت انگیز و در عین حال شدنی و مثبت هستند. تلاش پژوهش گران و درمان گران منجر به استفاده از ادبیات و قصه و قصه درمانی شده است.

برخی از مسائل کودکان با مشکلات عاطفی و رفتاری از ضعف آگاهی و بهره نبردن از مهارت های اجتماعی، الگوی کلامی صحیح، رفتارهای جامعه پسندانه، مهارت های ارتباطی و دوست یابی، مسئولیت پذیری، و غیره ناشی می شود؛ پس آموزش این مهارت ها به این کودکان ممکن است تا حدودی از بروز این مشکلات پیشگیری کند. درمان گران و روان شناسان کودک می توانند جدیت بیشتری برای استفاده از قصه در مداخله های درمانی کودکان و نوجوانان نشان دهند و والدین و معلمان بهتر است استفاده گسترده تر از قصه های هدف دار را در برنامه های آموزشی و تربیتی کودکان بگنجانند به خصوص که این امر در سنت تربیتی فرهنگ ما جایگاه خاص خود را هم دارد.

در این جا چند نمونه از راهبردهای مهارت های اجتماعی را ذکر می کنیم که مربیان می توانند برای آموزش آن ها از داستان استفاده کنند و برای این که کودک مطالب را بهتر درک کند از سوال های نیمه سازمان یافته نیز کمک بگیرند. این راهبردها به کودکان پرخاش گر کمک می کند تا تمایلات و رفتارهای پرخاش گرانه خود را مهار کنند.

- پیوستن به فعالیت های دیگر

- ابراز خشم با لحن آرام

- ترک صحنه

- نپذیرفتن تقاضاهای دیگران به شیوه ای مودبانه

- یادآوری سودمندی و مزایای رفتار مناسب

- نادیده انگاشتن رفتار نامطلوب دیگران

- استفاده از جمله های تلفیقی

+ نوشته شده در يکشنبه 14 مهر 1398ساعت 12:49 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1

قصه درمانی برای کودکان

اگرچه در روش قصه کودکانه درمانی علاوه بر درمان مشکلات روان شناختی کودکان، آموزش آنان نیز لحاظ می شود‌. استفاده از روش قصه درمانی، تاثیر زیادی بر اختلالات رفتاری کودکان همچون اختلالات اضطرابی، لجبازی و نافرمانی می گذارد و همچنین موجب بهبود علائمی همچون افسردگی، اضطراب و ترس در کودکان افسرده می شود.

داستان کودکانه یا روایت گویی

قصه یا داستان در واقع نوشته ای است که تفکر نویسنده، به شکل یک حکایت برای مخاطب روایت می شود‌. اگر چه این داستان تخیلی و غیر واقعی بوده و یا در واقعیات زندگی همراه با تخیل وام گرفته شده باشد.

کتاب های داستانی و قصه ها برای خوانندگان مسائل مختلفی را در بسیاری از حوزه ها همچون رفتارهای حمایت کننده، ترس از تنهایی، رازها و ارتباطات و.‌‌.. شامل می شود. به طور مثال ممکن است مطالعه یک کتاب به کودک جهت پیدا کردن مهارت "نه گفتن" کمک کند.

اهداف و ارزش های قصه گویی

قصه گویی در حقیقت به منزله فعالیتی بوده که از انسان ها برای ساخت انسان کمک می گیرد. شنیدن داستان موجب شکل گیری بهتر شخصیت افراد شده و نوعی روش، جهت افزایش درک رفتارهای شناسی و عملی محسوب می گردد.

قصه گویی به دلیل نمایش بازخورد های شخصی، جهان پیرامون و شخصیت های متفاوت تعامل شخص با سایرین را نیز بهبود می دهد.

به طور کلی گفته شده که قصه ها به منزله چهار چوبی جهت خود پدید آیی و بالا بردن درک از خویش و بهبود روابط بین افراد می شود. نوشتن داستان به ویژه اگر شخص زندگی خود را روایت کند موجب انسجام بهتر تخیلات، افکار و اتفاقات شده که در نهایت ارتقا خودآگاهی شخص را به دنبال دارد.

ارزش های بنیادین کمک گرفتن از استعاره ها، قصه گویی به گفته بارکر در روان درمانی شامل موارد زیر است:

  • به نمایش درآوردن نکات و مسائل مهم زندگی
  • کمک به اشخاص جهت شناختن بهتر خویش
  • مطرح کردن راه حل هایی برای رفع مسائل و مشکلات خود
  • دادن ایده و تفکرات جدید و بدیع و افزایش انگیزه برای تغییر
  • مدیریت نمودن روابط و روش های درمانی
  • تثبیت راهنمایی ها
  • کم کردن مقاومت برای پذیرفتن تغییرات
  • دادن چهار چوب و سازمان دادن مشکلات و مسائل شخصی
  • بازسازی نمودن خویشتن (Ego)
  • الگو سازی شیوه ای از طریق برقراری ارتباط با دیگران
  • یادآوری توانایی ها و استعداد های فرد
  • کاهش حساسیت نسبت به ترس های شخصی

اغلب با شنیدن اصطلاح قصه گویی، آن را جز ارتباط های جدی به حساب نمی آورند و به آن به منزله یک سرگرمی نگاه می کنند. در صورتی که روایت قصه ها به افراد کمک می کند تا بیاموزند در این جهان چگونه باشند و دید خود را نسبت به واقعیت ها عوض کنند. در حقیقت می توان قصه ها را به عنوان باورهای افراد درباره خویشتن، محسوب کرد.

موضوع قصه های کودکان اغلب درباره انسان ها، حیوانات، موجودات غیر واقعی و اشیا همچون گل، ماشین و... است. این موضوعات در قصه کودکان از شخصیت، تفکر، باور، احساس و رفتار برخوردارند. زمانی که یک داستان برای کودک بیان می شود، او سعی می کند که با شخصیت ها و حوادث قصه، همانند سازی کند و این همانند سازی باعث فرافکنی در زندگی شخصی او می شود.

روان درمانگران با روایت قصه و داستان به حل مسائل و مشکلات افراد کمک می کنند. در کتاب "انسان و سمبل هایش" کارل یونگ اشاره می کند که انسان ها اگرچه تفاوت های زیادی در فرهنگ و مذهب دارند اما اشتراک بسیاری در ضمیر خودآگاه خود دارند. ایشان اعتقاد دارند که افراد، سمبل های یکسان یا مشابهی را به کار می برند که نشان دهنده هر دو جنبه والا و مست حیات روانی انسان است.

از مشهور ترین روان شناسانی که روش قصه درمانی برای حل مشکلات کودکان استفاده می کرد، می توان برونو بتلهایم، درمانگر کودکان روان پریش را نام برد. ایشان معتقد بودند یکی از سختی های آموزش کودکان، کمک به آنان جهت به دست آوردن درک مفهوم زندگی و رسیدن به بلوغ روانی است.

ایشان در کتاب برجسته اش "کاربردهای افسونگری" می نویسد: علاوه بر نقش مهم و برجسته سرپرستان کودکان، میراث فرهنگی که به شکل قصه روایت می شود، باعث معنادار شدن زندگی آن ها می شود.

وی اعتقاد دارد زمانی که کودکان را با ادبیات آشنا کنیم، داستان و قصه ها برای آن ها جذابیت بیشتری پیدا می کند. ایشان همچنین می نویسند: در قصه گویی فقط ترویج اخلاقیات مطرح نبوده بلکه قهرمان قصه برای کودکان از جذابیت خاصی برخوردار است و آنان در تمام مبارزات، خود را در نقش قهرمان داستان تصور می کنند. به دلیل این هم ذات پنداری، کودکان فکر می کنند که قهرمان قصه از اتفاقات مختلف دچار زحمت شده و سرانجام پیروزی کسب می کند.

از این داستان های نمادین می توان شنل قرمزی را نام برد. در این قصه شنل قرمزی برای سر زدن به مادر بزرگ پیر خود به کلبه ای در آن سوی جنگل می رود. او بسیار مهربان است ولی نصیحت های مادر را به سرعت فراموش می کند و به دلیل اعتماد بی جا به گرگ، جزئیات منزل مادر بزرگ را به گرگ می گوید، گرگ نیز اول مادر بزرگ شنل قرمزی و سپس خود او را طعمه کرده و می خورد.

چنان چه دوستان شنل قرمزی، به موقع نمی رسیدند باید شاهد پایان غم انگیزی برای این قصه باشیم. در آخر شنل قرمزی می آموزد اگرچه دوستی مسئله بسیار با ارزش و خوبی است ولی اعتماد به هر شخصی که از راه رسیده، کار بسیار اشتباهی است. قصه شنل قرمزی ممکن است در ظاهر بسیار پیش افتاده باشد ولی روایت آن برای مخاطبان این مفهوم را می رساند که هر کس شایستگی دوستی را نداشته و اعتماد به غریبه ها ممکن است تاوان سنگینی به دنبال داشته باشد.

قصه و داستان با داشتن پیام های روان شناختی مهم به کودکان کمک می کند که بیشتر با مفاهیم ضمیر ناخودآگاه آشنا شوند و بر مشکلات روان شناختی رشد پیروز شوند.

کودکان ۲ ساله تمایل زیادی به شنیدن قصه همراه با تحرک دارند. داستانی که برای کودکان نوپا انتخاب می شود نباید طولانی و یا پیچیده باشد و اغلب در داستان های مناسب آن ها به کارهای روزمره همچون تهیه کردن غذا و یا پخت آن اشاره می شود.

با رشد کودک و افزایش سن او می توان داستان هایی را انتخاب کرد که حوادث و شخصیت های بیشتری دارند. به عنوان مثال اغلب کودکان ۳ ساله دوست دارند داستانی را بشوند که درباره کودکی خود و یا دیگر اعضا خانواده باشد.

بهتر است تا سن ۷ سالگی، قصه ها به شکل آهنگین و ریتمیک برای کودکان گفته شود به طوری که کلمات مهم و کلیدی مدام تکرار گردند. برای این کودکان، اغراق در بیان و روایت داستان با حرکات بدن بسیار مهم است به دلیل اینکه باعث پرورش تخیل آن ها شده و رابطه بهتری را بین قصه گو و کودک نیز به وجود می آورد.

رودلف اشتانیر، سازنده مدارس والدورف، بیان می کند که کودکان پیش دبستانی به حرکات بیانی با دست، تغییر در حالت، احساس با چهره و شنیدن صداهای زمینه و جلوه های صوتی علاقه بسیاری دارند. برای ملموس کردن شخصیت ها و اتفاقات داستان ها می توان از این عناصر کمک گرفت. بهتر است که در این روایت یک داستان از این عناصر مشابه هم استفاده گردد و تا کودکان نیز آنها را بیاموزند و در ذهن آنها ثبت شود‌.

تطابق یابی یکی از عناصر مهم در روایت قصه به شمار رفته و به آن نیروی نفوذ و تاثیر می دهد. زمانی که کودکان قصه ای را می شنوند به شکل مداوم بین آنچه که در حال شنیدن آن هستند با خاطرات خود پیوند برقرار می کنند و در ذهن خود اقدام به پردازش تجربیات شخصی و اتفاقات داستان کرده تا رابطه ای بین آنها بیابند.

به طور مثال اگر یک کودک عبارت "سگی بزرگ و خشمگین" را بشنود به تطابق یابی در اتفاقات گذشته خود می پردازد تا مفهوم این عبارت را درک کند. بنابراین شنیدن این عبارت برای هر کودک تصویر متفاوتی را یادآوری می کند.

فرآیند تطابق یابی در ضمیر ناخودآگاه فرد اتفاق می افتد، به عنوان مثال زمانی که اتفاق مشابهی که برای کودکان به وجود می آید خاطره مشابه که در گذشته اتفاق افتاده را به خاطر می آورند و دوست دارند که آن را برای بقیه بیان کنند.

قصه گویی و قصه درمانی در چند سال گذشته جهت درک رفتار انسان در بخش های مختلف روان شناختی افزایش یافته است، به عنوان مثال رشد هویت به عنوان شاخصی از ساخت داستان زندگی است و آسیب شناسی نیز نمونه ای از قصه های زندگی به شمار رفته که در مسیر درست قرار ندارند و روان درمانی نیز به عنوان تمرینی جهت بهبود و بازسازی داستان زندگی محسوب می گردد.

قصه درمانی با فرضیه های بسامد رنیسم با فرانو گرایی تطابق دارد که در بسامد رنیسم این اعتقاد وجود داشته که هیچ گونه حقیقت مطلقی وجود نداشته و روایت داستان و قصه به منزله فضای آزادی جهت عمل کردن تلقی می شوند.

در روان شناسی رویکردهای داستانی بر چند محور تمرکز دارند:

  • کمک گرفتن از روایت داستان و قصه به عنوان یک روش درمانی در روان درمانی فردی و خانوادگی کاربرد دارد.
  • از قصه و داستان برای تشخیص استفاده می شود.
  • آموزش و رشد استعداد های کودکان با کمک روایت قصه های مختلف نیز صورت می گیرد.

به همین دلیل تعداد زیادی از محققان برای ارزیابی بالینی از داستان و قصه گویی کمک می گیرند. همچنین مشخص شده که می توان با بسط داستان ها می توان افکار انسان ها را تغییر داد‌.

روایت داستان یکی از محورهای روان شناختی پایه بوده و افراد با قصه ها به سازماندهی تجربیات خود می پردازند و به این شکل به اتفاقات مفهوم می دهند و به پیش بینی موقعیت های مختلف می پردازند. به همین دلیل قصه های شخصی به عنوان قسمتی از داستان مشترک زندگی انسان ها در کمک بافت فرهنگی به شمار می رود.

قصه درمانی

در چند سال اخیر قصه درمانی به عنوان روشی در متد بازی درمانی کودکان، عنوان شده است. ● با کمک این روش روان شناسان سعی می کنند که توجه شنوندگان را به این قضیه معطوف کنند که فقط این مشکل در آن ها وجود نداشته و افراد بسیاری نیز همچون آنان درگیر این مشکلات هستند.

این طرز تفکر، موجب آرامش خیال کودکان شده و به آنان برای موفقیت و غلبه بر مشکلات کمک شایانی می کند. روایت داستان و قصه به کودکان آموزش می دهد که مشکلات جزئی از زندگی هستند و همواره باید با آن ها به مبارزه پرداخت و در صورتی که فرد با مشکلات به شکل ثابت و محکم بجنگد بر تمام آن ها فائق شده و پیروزی از آن او خواهد شد.

  • قصه درمانی همچنین موجب انتقال بسیاری از مفاهیم آموزشی در حوزه های مختلف فرهنگ، اخلاق، بهداشت و یا سایر علوم می گردد بدون اینکه به شکل مستقیم باورهای کودک را هدف قرار دهد و یا مقاومت ذهنی و لجبازی او را در پی داشته باشد.
  • از دیگر اثرات قصه درمانی می توان به ساخت الگوهای مثبت و تاثیر گذار جهت زندگی سالم تر اشاره کرد. اکثر کودکان و نوجوانان در طی زمان، برای خود الگوهای مختلفی بر می گزینند و آن ها را در رویای های خویش نیز سهیم می کنند. بنابراین اگر الگوهای با ارزش بیشتر و مفهومی تر انتخاب شود موجب رشد کودک همراه قهرمان قصه شده و همچنین تجربیاتی را بدون آزمون و خطا و از دست دادن بها نیز به دست می آورند.

زمان که یک قصه روایت می شود، در واقع موضوعی شکل گرفته و اشخاص و اشیا داستان، متناسب با تفکر، هیجان و رفتارهای خاصی بروز می کنند و قصه ای مشابه با تجربیات زندگی افراد شنیده می شود. در حقیقت قصه و داستان بر ۴ قلمرو از وجود انسان اثر می گذارند:

  • قلمرو شناختی: این قلمرو قابلیت قصه را در منتقل کردن دانش و بهبود فرآیند حل مسئله مشخص می کند.
  • قلمرو عاطفی: روایت قصه، پالایش بخش عاطفی-هیجانی و ایجاد امید را به دنبال دارد‌.
  • قلمرو بین فردی: شنیدن قصه ها موجب ساخت پیوستگی و ایجاد رابطه انسانی-اجتماعی اشخاص به همدیگر می شود.
  • قلمرو شخصی: قصه گویی بصیرت و بینش را در فرد افزایش می دهد زیرا زمانی که شخص، خودش و مشکلات مرتبط با زندگی اش را در داستان دیگران ببیند، درک او از خود و مسائلش بیشتر می شود.

استفاده از روش قصه گویی در مشاوره با کودکان، باعث کمک به آنان شده تا با احساسات، افکار و رفتارهایی مبارزه کنند که قادر به صحبت مستقیم راجع به آن با کسی حتی مشاور نیستند.

روایت قصه و قصه گویی قدمتی به اندازه تاریخ بشر داشته به نحوی که انسان ها از همان ابتدا زندگی و مسائل مرتبط با آن را در قالب قصه ها روایت می گردند و قصه ها موجب شکل گیری زندگی بشر و تغییر و تحول آن شده اند.

قصه در واقع بازتابی از شخصیت افراد و تجربیات آن ها در زندگی است. زندگی شامل نظم بخشی و سازماندهی کردن تجربه های آن بوده و زمانی که از جهان، آگاهی کافی به دست نیاید، کمک گرفتن از تجربه ها لازم است و به این شکل، تجربیات و اتفاقات زندگی افراد به قصه ای متفاوت تبدیل می شود.

روایت قصه زندگی افراد باعث کشف توالی و ارتباط های معنی شده و به شنوندگان کمک می کند که نسبت به وضعیت خود، بینش عمیق تری کسب می کنند.

در حقیقت قصه ها به منزله سازه های تخیلی فرهنگی از جهت فردی و اجتماعی بوده که مفهوم و نکات بسیاری را در بر می گیرند.

اشخاص بزرگی همچون جروم برونر، لکس وتیز و جکسوان، قصه گویی را به عنوان روش طبیعی جهت ساخت جهان به شمار می آورند.

در این نوع بینش از قصه برای آموزش درس هاس اخلاقی جهت سازماندهی یادگیری ها استفاده می شود و در صورتی که در قصه ها اعمال و پیامدهای آن نیز ذکر شود، رشد اخلاقی نیز رخ خواهد داد.

از این جهت اهمیت روایت قصه در رشد اخلاقی افراد و جامعه در بین تعداد زیادی از افراد صاحب نظر بحث شده و در کتاب های دینی همچون انجیل و قرآن کریم برای آموزش روش درست زندگی و یافتن حقایق نیز از داستان های مردم در زمان ها و شرایط مختلف استفاده شده است. به همین دلیل قصه گویی و شنیدن قصه ها یکی از شیوه های متداول جهت منتقل کردن تجربیات و سرگرمی مطرح است.

قصه گویی موجب پرورش تخیل کودکان شده و دنیای پیرامون را بهتر به آن ها می شناساند. در حقیقت قصه و داستان به منزله پلی بین کودکان و جهان اطرافتان مطرح هست. اتفاقاتی که در یک داستان رخ می دهد نظم خاصی دارد که مشکل کودک در این توالی قابلیت بروز پیدا می کند و از شدت غم آن کاسته شده که در کنار سایر متدهای روان شناسی همچون رویکردهای تخیلی، شناختی، رفتاری، آنان را برای مواجه با کمبود ترس و استرس ها آماده کرده و به شکل غیر مستقیم به آن ها نیرو و امید ارمغان می دهد و موجب تغییر و تحول آنان می شود.

حل مشکلات کودکان از طریق قصه گویی

از مشهورترین آزمون های فرافکن کودکان می توان "اندر یافت موضوع کودکان" نام برد که کودک زمانی که یک تعداد تصاویر مشخص را می بیند داستانی متناسب با آن ها می گوید و شخص متخصص نیز با تعریف این قصه مشکلات عاطفی و روانی کودکان را متوجه شده و متناسب با آن روش درمانی ارائه می دهد. این مسئله رابطه عمیق قصه گویی و مشکلات روانی، شخصیتی و عاطفی کودکان را اثبات می کنند.

می توان برای کودکانی که با ترس مواجه هستند از روش قصه درمانی استفاده کرد. چنان چه داستان برای کودک تعریف شود و یا خود کودک به داستان پردازی بپردازد، در رفع این ترس ها کمک فراوانی می شود.

به عنوان مثال بیان داستان ها درباره یک شخصیت که ترس از تاریکی نداشته و توانسته بر مشکلاتش پیروز شود موجب شده که کودک علاوه بر لذت بردن از همانند سازی ذهنی با شخصیت قصه نیز همانند سازی نماید و به این شکل غیر مستقیم مشکل ترس کودک رفع خواهد شد.

از مزیت های دیگر روان شناختی روایت قصه برای کودکان می توان رفع نیازهای عاطفی کودک، بهبود تعاملات اجتماعی، پرورش احساس زیبا شناسی و نوع دوستی، منتقل کردن ارزش های اخلاقی، انسانی و در آخر اصلاح اخلاق و رفتار و رشد تخیل کودکان را نام برد.

روایت ۳ قصه کودکانه با خاصیت درمانی

۱- قصه نی نی و سنجاب کوچولو

چند روز قبل، یک نی نی به خانواده سنجاب ها اضافه شد و سنجاب کوچولو بالاخره از تنهایی در آمد. نی نی سنجاب، خیلی نمکی و کوچولو بود و سنجاب کوچولو این برادر تازه وارد را خیلی دوست داشت و از دیدنش سیر نمی شد. همش سعی می کرد که نی نی را بغل کنه و برای بازی بیرون ببره که مامان سنجاب نمی زاشت و یادآوری می کرد که به سنجاب کوچولو که داداشت هنوز خیلی کوچولو و ریزه میزه است، برای اینکه بتونی باهاش بازی کنی باید بزاری که بزرگ بشود.

سنجاب کوچولو قصه خیلی دوست داشت که مامانش باهاش بازی کند اما نی نی کوچولو که همش بغل مامان بود اجازه بازی به مامان سنجاب نمی داد. سنجاب کوچولو هم به اتاق خودش رفت تا با اسباب بازی هایش سرگرم بشه اما خیلی زود از تنهایی بازی کردن خسته شد.

وقتی بابا سنجاب از سر کار برگشت، سنجاب کوچولو خیلی خوشحال شد و به سرعت به بغل بابا رفت. اما خستگی زیاد بابا به سنجاب اجازه نمی داد که با سنجاب کوچولو بازی کند. اما بابا سنجابه زمانی که نشست شروع به بغل کردن و بوسیدن با نی نی سنجاب کرد.

سنجاب کوچولو که این رفتار را دید خیلی احساس ناراحتی کرد، به سمت اتاقش دوید تا روی رخت خوابش برود. مامان سنجاب بعد مدتی که گذشت او را برای خوردن غذا صدا زد اما سنجاب کوچولو که ناراحت بود جوابی نداد. بابا سنجاب هم گفت: سنجاب جان، بدو بیا که فندق پلو غذای مورد علاقه ات را مامان درست کرده اما باز صدایی از سنجاب کوچولو بلند نشد.

مامان و بابا سنجاب کوچولو رفتند به اتاق سنجاب کوچولو و ناراحتی اونو دیدند. بابا و مامان مدام سنجاب کوچولو را صدا زدند که عزیزکم، سنجابکم، اما سنجاب کوچولو نه حرکتی کرد و نه جواب داد.

سنجاب کوچولو که غصه دار بود کم کم چشم هایش پر از اشک شد و گفت: شما نی نی کوچولو که آمده دیگه منو دوست ندارید. مامان و بابا که این حرف را شنیدند به فکر فرو رفتند و بعد همزمان دست های سنجاب کوچولو را گرفته و بعد او را تاب دادند. این حرکت بابا و مامان، لبخند به لب سنجاب کوچولو آورد. مامان و بابا که لبخند رو لبش دیدند بیشتر او را تاب دادند که صدای بلند خنده های سنجاب را شنیدند.

نی نی سنجاب که تنها مونده بود شروع به گریه کرد اما بابا و مامان به بازی با سنجاب کوچولو ادامه دادند. سنجاب کوچولو برادر ریزه میزه اش را خیلی دوست داشت، گفت چرا صدای گریه نی نی را گوش نمی کنید؟ برویم که نی نی را آرام کنیم. حالا سه تایی مامان و بابا و سنجاب کوچولو با لب خندان رفتند که با نی نی سنجاب بازی کنند.

۲- قصه سنگ کوچولو

یک سنگ کوچیک در یکی از روزها وسط خیابان رها شده بود، هر کسی به اون می رسید به سنگ ضربه ای می زد و اون را به سمت دیگری پرتاب می کرد. این حرکت ها ناراحتی و درد به سنگ کوچولو وارد می کرد و کم کم از بدنش تکه های زیادی جدا می شد و خودش از یک قسمت به قسمت دیگر می رفت.

سنگ کوچولو دوست داشت که دیگر سر راه مردم نباشه تا بقیه به او لگد نزنند‌. بعد از چند روز مردی سوار بر یک وانت پر از هندوانه از راه رسید. با بلندگویی که همراهش بود داد می زد که " مردم بیاین که هندوانه های سرخ و شیرینی آوردم، هندوانه به شرط چاقو حراج شد".

خیلی از مردم هم برای خرید آمدند. فقط یکی از هندوانه ها برای مرد باقی ماند. مرد برای شکستن هندوانه به اطرافش نگاه کرد که سنگ کوچولو را دید و آن را داخل وانت کنار هندوانه گذاشت تا هندوانه نیوفتد.

مرد سوار وانت شد و به خارج شهر کنار رودخانه رفت تا هندونه بخوره. بعد که هندونه از وانت پایین اورد، سنگ کوچولو را به سمت رودخانه پرتاب کرد. بعد از خوردن هندوانه، مرد سوار ماشینش شد و به سمت خونه اش حرکت کرد اما سنگ کوچولو که از شلوغی و لگد زدن مردم راحت شده بود بسیار خوشحال و خدا را بسیار شکر می کرد.

سنگ کوچولو روزها و فصل های زیادی را کف رودخانه سپری کرد. جریان آب گاهگاهی باعث حرکت و غلتیدن او روی سنگ های دیگر می شد که ناهمواری های بدنش نیز با این حرکات از دست رفتند و تبدیل به سنگ صاف و صیقلی شد.

یک روز چند دانش آموز با معلم خود برای اینکه بفهمند چرا سنگ های کف رودخانه صاف و صیقلی هستند به کنار رودخانه آمدند. یکی از این دانش آموزان با دیدن سنگ کوچولو قصه ما، آن را بلند کرد و به همراه خودش به خانه برد.

پسرک سنگ کوچولو را رنگ آمیزی کرد و صورت و مو و لباس برایش نقاشی کرد تا به شکل آدمک بامزه درآمد. مادر پسرک با دیدن شکل جدید سنگ کوچولو، ربان قرمزی به آن بست و آدمک بامزه را به دیوار اتاق پسرک آویزان کرد.

دیگر سنگ کوچولو قصه ما داخل کوچه و زیر لگد دیگران نبود و به دیوار اتاق آویزان شده بود. پسرک هم از دیدن شکل جدید سنگ کوچولو بسیار خوشحال بود و هر روز به تماشای او می نشست.

۳- قصه آموزنده کوتاه مهربانی کردن

روزی روزگاری در یک مزرعه یک انبار پر از کاه وجود داشت که حیوانات این مزرعه برای استراحت ساعاتی در آن می ماندند. در بین این حیوانات، سگی وجود داشت که همه به او سگ مهربان می گفتند، اون با همه مهربان و دوست بود.

در یک روز در فصل بهار، یک بچه گربه که به تازگی به حیوانات مزرعه وارد شده بود کنار سگ مهربان قرار گرفت و از او پرسید: سلام، اسم من پیشی کوچولو، یک سوال دارم چرا همه به تو علاقه دارند؟ چکار کردی که محبوب همه شدی؟

سگ مهربان گفت: "به نظر خودت دلیل آن چی میتونه باشه؟" پیشی کوچولو کمی فکر کرد و جواب داد: "نمی دونم، من فکر کنم شاید دلیل آن ترس هست که باهات همه دوستی می کنن، اما من خیلی کوچیکم و کسی ازم نمی ترسه"

سگ مهربان با خوش اخلاقی گفت: "نه پیشی کوچولو اگر من اخلاق بدی داشتم که نمی تونستم با اون ها دوستی کنم. اگر هم بداخلاق بودم، تو هم می ترسیدی که با من صحبت کنی درسته؟"

پیشی کوچولو بعد کمی فکر گفت "اره راست می گویی، مهربانی تو باعث شد که بیام پیشت". سگ مهربان بعد از تکیه دادن به علف های پشت سرش و کشیدن نفسی عمیق گفت: پس سعی کن با همه رفتاری مهربان داشته باشی، این جوری زمانی که تو هم نیاز به کمک داشته باشی، بقیه با مهربانی به کمکت می آیند. پیشی کوچولو بعد از فهمیدن دلیل تعداد زیاد دوستان سگ مهربان خیلی خوشحال بود و به خود قول داد که مثل سگ مهربان با همه حیوانات مزرعه دوست باشد.

متخصصان روان درمانگر این داستان ها را به عنوان روشی موثر در کارهای بالینی به کار می برند.

در یک تحقیقی به بررسی تاثیر قصه درمانی در علائم افسردگی در کودکان مبتلا به این مشکل پرداخته شد. در این پژوهش ۵ نفر از کودکان افسرده که در پایه چهارم و پنجم ابتدایی مشغول تحصیل بودند مشارکت کردند. در این روش جهت ارزیابی، از پیش آزمون به پس آزمون بدون گروه کنترل استفاده شد و پرسش نامه علائم این اختلال نیز تهیه شد.

قصه درمانی برای این کودکان، دو بار در هفته به مدت ۲۴ جلسه انجام گرفت و زمانی که به مقایسه نتایج پرداخته شد، مشاهده گردید که علائم افسردگی بعد از اجرای برنامه قصه درمانی کاهش یافت.

همچنین مشخص شد که قصه درمانی بر بهبود مشکلاتی همچون اختلالات اضطرابی، لجبازی و نافرمانی تاثیر بسیاری داشت.

اغلب کارشناسان و افراد صاحب نظر اعتقاد دارند که این آموزش ها و روایت داستان بر نبوغ افراد در بزرگسالی نیز موثر خواهد بود، به همین علت حتی گوش کردن برنامه های علمی نیز بر ذهن کودک اثر داشته و به شکل رمز گذاری از طریق الگوهایی در قسمت حافظه کودک حفظ می شود.

این اتفاقات در سطح ناخودآگاه کودک اتفاق می افتد و اگر چه ممکن است مفاهیم جملات و کلمات برای کودک قابل فهم نبوده ولی با شنیدن آن ها در مغز ثبت می شوند.

طبق مطالعات صورت گرفته مشخص شده در صورتی که در بزرگسالی این افراد، موضوعات شبیه به آنچه که در کودکی شنیده اند، ببینند، بهتر آن را می آموزند و حتی ممکن است این گروه افراد جز نوابغ زمان خود نیز قرار گیرند.

این محققان به خانواده ها پیشنهاد می کنند امکانی برای کودکان خود فراهم کنند تا هر روز گفته های علمی را بشنوند زیرا تا سن قبل از ۷ سالگی بیشترین یادگیری در مغز آنان رخ می دهد. سن ۴سالگی اوج یادگیری کودکان است.

تعداد زیادی از روان شناسان اعتقاد دارند که قصه گویی در تکامل مغز نوزادان تاثیر زیادی داشته و آن را به دوره دوم جنینی شخص ارتباط می دهند.

قصه گویی برای افرادی که با کودک نیز در ارتباط هستند نیز شگفت آور بوده و با کمک آن می توان به شکل گیری شخصیت، تکامل رفتاری و کسب اعتماد به نفس کودکان کمک کرد.

فواید قصه گویی می تواند والدین را به این سمت سوق دهد که از این روش برای رشد شخصیت و آرامش درونی کودک کمک بگیرند.

از جمله ویژگی های یک داستان خوب از دیدگاه روان شناختی می توان به متناسب بودن ظرفیت روانی، احساسات، علاقه مندی، فضای ذهنی، فرهنگی و شرایط سنی کودکان اشاره کرد. بهتر است داستانی برای کودکان انتخاب شود که علاوه بر سادگی و کوتاه بودن و جذابیت، پایان غیر قابل انتظاری نیز داشته باشد و هم چنین با روایت موضوعی مناسب تاثیر مثبتی بر جای بگذارد.

پژوهشگران این حوزه معتقدند که شخصیت ها و چهره قهرمانان داستان بر هر دو سطح خودآگاه و ناخودآگاه کودکان تاثیر زیادی داشته و آن ها را به سمت فضای قصه سوق می دهد. در صورتیکه والدین قصه گویی برای کودکان، همراه با نوازش انجام دهند نتایج بهتری به دست آمده و آرامش کودکان نیز افزایش می یابد.


قصه‌ها الكوهای طبیعی از فكر كردن هستند كه پیش از آغاز تحصیل از راه افسانه‌ها قصه‌های كودكانه و تاریخچه‌ خانوادگی فرا گرفته می‌شوند. به گونه‌ای كه برخی پژوهشگران ادعا كنند دانش امروزی ما از قصه‌ها می‌آیند. این روش یكی از بهترین شیوه‌ها در مشاوره با كودكان است به طوری كه آنها می‌توانند با احساسات و افكار و رفتارهای تقابل كنند كه هنوز نمی‌توانند با مشاور به طور مستقیم درباره آنها صحبت كنند. این روش را به همراه بازی درمانی توصیه می‌نمایند تا به عنوان بستر مناسب به بیان و راهنمایی و اصلاح تجربه‌ها كمك كند. كودكان دارای نیازهای ویژه به دلیل محدودیت‌هایی كه در كاركردهای شناختی هیجانی انگیزشی و رفتاری دارند. نمی‌توانند به طور به طور موثر از آموزش‌ها با روش‌های درمانی مستقیم بهره گیرند. از این رو بكارگیری فنون غیرمستقیم مانند قصه‌گویی و قصه‌درمانی می‌توانند به گونه‌ای اثربخش و شفابخش كاستی‌های آنها را بهبود و ترمیم نماید. قصه‌گویی برای چه كودكانی مناسب است؟

  • كودكانی كه عزت نفس پایین دارند.
  • كودكانی كه كم‌رو خجالتی هستند.
  • كودكانی كه خشم خود را نمی‌توانند كنترل كنند.
  • كودكانی كه دچار ترس و اضطراب هستند.
  • كمك به هویت‌یابی
  • كودكان بیش‌فعال برای جلوگیری از رفتارهای تكانشی.


+ نوشته شده در يکشنبه 17 شهريور 1398ساعت 15:03 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 2

هفت راه برای نوشتنِ یک مجموعه داستانِ کوتاه برای تازه‌کارها

قبل از گفتن هرچیزی بگذارید چند تا سنگ را وا بکنم. تازه‌کار یعنی آدمی که هنوز جرات ندارد توی فرم‌ِ بانک یا یک‌جایی که قرار است شغلش را بگوید بنویسد نویسنده. یعنی هنوز از این راه پول درنمی‌آورد

دوم ‌که نوشتن دستورالعملِ نصبِ آبگرم‌کن نیست که از روی دستوالعمل بشود نویسنده شد. این‌ها همه پیشنهاد است

سوم، این نوشته و هرچیزی شبیه این که هرکسی بنویسد ارزش علمی ندارد، یعنی امتحان شده قابل اثبات و قابلِ درس دادن نیست. اساسن فقط راه‌حل‌های شخصیِ آدم ها است

چیزی برای گفتن

نوشتن از جایی شروع می شود که آدم چیزی برای گفتن داشته باشد. این جمله‌ی بدیهی با گذاره‌های مشخص آن‌قدرها هم ساده نیست. نویسنده‌های حرفه‌ای (به معنای کسی که از راه نوشتنِ خلاق پول درمی‌‌آورد) زیادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند، آن‌ها می‌نویسند چون کارِ دیگری بلد نیستند. گاهی می‌فهمند چیزی برای گفتن ندارند و از شگرد‌های نویسندگی برای پیشبرد قصه کودکانه استفاده می‌کنند که نوشته‌شان را سرپا نگه‌دارد، یا نمی‌فهمند چیزی برای گفتن ندارند و چون نمی‌فهمند از آن شگردها هم استفاده نمی‌کنند و چیزهای پرتِ نامربوطی می‌نویسند. بنابراین سهل است که یک نویسنده‌ی تازه‌کار بدونِ این‌که چیزی برای گفتن داشته باشد شروع کند به نوشتن

اما این چیزِ جادویی چه‌جور چیزی است؟ راستش هیچ نمی‌دانم. این چیز می‌تواند یک تصویر باشد، صحنه‌ای از زندگی آدم‌های واقعی، تکه گزارش مستندی باشد از نهنگ‌هایی که خودشان را به ساحل انداخته‌اند یا حرف‌های دو آدمِ گذری در خیابان. این‌ چیز هر چیزی دور و برِ نویسنده است، یک تصویر، یک رویا، تکه‌ای از یک تابلو ولی واقعن باید باشد، بدون آن نمی‌شود نوشت

این چیز نقطه‌ی مرکزی داستان شما است و باقیِ چیزها دورِ آن تنیده می‌شود البته این فعلِ تنیدن و نقطه‌ی مرکزی معنی‌اش این نیست که مهم‌ترین تکه از داستان است یا بعدن در بازنویسی‌ها حتمن باید سرِ جایش بماند. این چیز می‌شود دور انداخته شود در پیش‌داستان بیاید، کم‌رنگ شود اما حتمن باید باشد

این چیز از دو منبعِ متفاوت اما متصل به هم بیرون می‌آید. توده‌ی احساساتی و انباشتگی تصویری داستانی. توده‌ی احساساتی همه‌ی تجربه‌های دستِ اولِ نویسنده است، همه‌ی چیزهایی که با حواسش درک کرده حتا تجربه‌های عرفانی و لاهوتی که قابل درک با حواس نیست اما بر او گذشته. معمولن در نویسنده‌های تازه‌کار این منبع بزرگ است و از این‌جاشان چیزها را پیدا می‌کنند. انباشتگی تصویری داستانی تجربه‌های دستِ دومِ نویسنده است، چیزهایی که خوانده و شنیده و دیده. شخصیتِ یک فیلم می‌تواند یک چیز بسازد، شکلِ روایت یک داستان یک چیز و گفت‌وگوهای شخصیت‌های یک تآتر یک چیز. معمولن در نویسنده‌های تازه‌کار این منبع کوچک است و از این‌جا چیزها را پیدا می‌کنند

چرا فرقی بین این دو منبع بزرگ و کوچک در نویسندگان تازه‌کار نیست؟ چون آن‌ها هنوز شیرِ اتصال این دو منبع را باز نکرده‌اند. نویسندگان تازه‌کار توده‌ی احساساتی بزرگی دارند، همه‌شان تجربه‌های یکه‌ای را از سرگذارنده‌اند که نوشتن هر یکی‌شان آن‌ها را نویسنده‌ی بزرگی می‌کند اما آن‌ها چیزهای کمی خوانده‌اند، فیلم‌های کمی دیده‌اند و کم به تآتر رفته‌اند، تقصیری ندارند آن‌ها تازه‌کارند اما اگر این شیر را باز کنند طبق‌ِ قانونِ ظروفِ مرتبطه سطح این دو منبعِ نوشتن یکی می‌شود

به مرور انباشتگی تصویری داستانی در نویسنده بزرگ می‌شود تا جایی که از توده‌ی احساساتی او هم بزرگ‌تر می‌شود، اگر نویسنده هنوز شیر اتصال را باز نکرده باشد، اندام بیش از اندازه‌ بزرگی از تجربه‌های مجازی دارد. اندام نامتقارنی که نوشته‌هاش را تصنعی می‌کند، او با این‌که زیاد خوانده و دیده و شنیده هنوز تازه‌کار است

نویسنده‌ی حرفه‌ای بینِ این دو منبعِ نوشتن تعادلی برقرار کرده که بنا به نیاز از هرکدام استفاده می‌کند. گاهی چیزهایی را از یکی از منبع‌ها برمی‌دارد و با چیزهایی از منبع دیگر قاطی می‌کند. هرجوری که از این‌ها استفاده کند فرقی نمی‌کند، رازِ کوچکِ نویسنده‌ی حرفه‌ای، تعادل این منابعِ نوشتن است

فرقی نمی‌کند آن چیز را از کجا برداشته‌اید تا چیزی برای گفتن ندارید، ننویسید

ناتوانی‌های نوشتن

بعد از این‌که چیزی برای گفتن داشتید مهم‌ترین‌کار این است که بدانید آن چیز در چه قالبی می‌گنجد. گاهی ما چیزِ بسیار درخشانی داریم، الماسی که عمرمان را صرفِ پیدا کردنش کرده‌ایم اما این چیز در قالبِ نوشتنی که بلدیم نمی‌درخشد. بلدیم شعر بگوییم این چیز تراشِ داستان می‌خواهد، بلدیم فیلم‌نامه بنویسم این چیز در قالبِ نمایش‌نامه درخشان می‌شود. راه‌حل این نیست که ما همه‌ی قالب‌های نوشتن را به کمال بشناسیم، این‌کار بیشتر از یکی دو عمر می‌خواهد، راهِ حلِ عملی این است که ناتوانی‌های خودمان و قالبِ نوشتن‌مان را بشناسیم

برای نوشتنِ شعر باید زندگی شاعرانه داشت، روحی متلاطم، خانواده‌ای ثروت‌مند یا توانِ زندگی فقیرانه. به قول مایاکوفسکی شعر شغلی بیست و چهار ساعته است. با این شغلِ تمام وقت دیگر نمی‌شود سرپرست کارگاهِ عمرانی بود یا دندان‌پزشک

داستان‌ِکوتاه در یک نشست نوشته می‌‌شود و در یک نشست خوانده می‌‌شود. این تعریف دایره‌المعارفی تعریف گول‌زننده‌ای است. داستان کوتاه نوشتن همه‌ی دردسرهای داستانِ بلند نوشتن را دارد بی‌آن‌که محاسنش را داشته باشد. داستان‌کوتاه شخصیت‌ دارد، ماجرا دارد، برای نوشتنش باید همه‌ی شگردهای داستان‌نویسی را بلد بود، باید تعلیقی در داستان داشت، نمی‌شود تا ابد داستانِ مردهای بدونیِ اسمی را نوشت که جلوی زنِ بدونِ اسمی در کافه‌ای سیگار می‌کشند و قهوه می‌خورند و جمله‌های بی‌ربط می‌گویند. برای نوشتنِ داستانِ کوتاه باید بتوانید لحظه‌ای از زندگی را نگه‌دارید و با چیزی شبیه تکنیکی که در فیلمِ ماتریکس استفاده شده دورِ صحنه بچرخید. اگر به اندازه‌ی کافی به جزئیات دور و برتان توجه ندارید، اگر حوصله‌ی شرحِ حوادثِ ساده را ندارید و فکر می‌کنید باید داستان‌هایی تعریف کنید که شخصیتِ داستان‌تان جنب‌وجوشِ بیشتری داشته باشد، داستان کوتاه نوشتن خیلی راضی‌تان نمی‌کند

رمان‌نویس باید عادت‌های منظمِ نوشتن و پیوستار فکری داشته باشد. یعنی اگر آدم کم حوصله‌ای هستید اصلن رمان قالب خوبی نیست مگر این که بخواهید از این اداها دربیاوید که کوتاه‌ترین رمانِ جهان را نوشته‌اید مثلن در دو خط. شخصیت‌های رمان معمولن در بسترِ زمانی طولانی زندگی، ماجراهای متفاوتی را از سر می‌گذرانند، رمان‌نویس باید بتوانید برای این زمان طولانی و مکانِ احیانن متعدد منطقی بتراشد. اگر نمی‌توانید پدرتان را متقاعد کنید برای‌تان لپ‌تاب بخرد، سراغِ رمان نروید

نمایش‌نامه‌نویس باید زبانِ گفت‌وگو را بشناسد، بداند آدم‌ها کی حرف می‌زنند کی سکوت می‌کنند و از همه مهم‌تر بداند چه‌طور با کلام می‌شود بر طرفِ مقابل تاثیر گذاشت. اگر آدم‌ِ درون‌گرایی هستید و از تاثیر گذاشتن برآدم‌ها با کلام‌تان لذت نمی‌برید این قالبِ نوشتن خیلی مناسب‌تان نیست

فیلم‌نامه‌نویس باید جز گفت‌وگو‌نویسی، صحنه پردازِ خوبی باشد. بتواند بین درون‌گرایی شخصیت‌ و رفتار بیرونی اولویت را به برون‌گرایی بدهد، چرا که شخصیت‌های فیلم در بسیاری موارد از بیانِ درونیات‌شان عاجزند مگر این‌که از آن با کسی حرف بزنند یا یک صدای دورنی بگوید چه فکر می‌کنند. از همه مهم‌تر فیلم‌نامه‌نویس باید بتواند آدم‌هایی را که در مراحلِ بعد روی نوشته‌اش کار می‌کنند تحمل کند. کارگردان، بازی‌گر، تدوین‌گر همه روی روند شخصیت‌پردازی و ماجراها تاثیر دارند. اگر آدمِ منعطفی نیستید، فیلم‌نامه‌نویسی واقعن عذاب‌آور است و هیچ به پولی که بابت نوشته‌تان می‌دهند نمی‌ارزد

قبل از هر کاری مطمئن شوید چیزی که پیدا کرده‌اید واقعن به دردِ نوشتنِ داستانِ کوتاه می‌خورد

طرح، الگویی برای تخطی

در بسیار از کلاس‌های داستان‌نویسی به درست بر نوشتنِ طرح برای داستانِ کوتاه اصرار می‌شود. می‌گویم به درست چون داشتنِ الگویی برای این‌که بدانیم چه‌ها را نباید نوشت الزامی است. از این‌جا دیگر راه ما و کلاس‌های داستان‌نویسی از هم جدا می‌شود. ایده‌ی نوشتنِ مو به مو از روی طرح بیشتر به دردِ نوشتنِ فیلم‌نامه یا رمان می‌خورد. شخصیتِ یک داستانِ کوتاه می‌تواند به آنی از دنیای خیال‌وارش وارد دنیایی عینی شود و نوشتنِ داستان براساس طرح این خاصیتِ ذهنی عینی شخصیت‌های داستان را از آن می‌گیرد. همین‌طور در بسیاری وقت‌ها اصلن ماجرایی در کار نیست که براساس آن طرح بنویسیم، یک آدمی یک‌جا نشسته به چیزی در گذشته فکر می‌کند و داستان فقط فکر کردن به همان گذشته است، پس طرح داستان به چه‌کاری می‌‌آید. مهم‌ترین فایده‌ی طرح این است که تقریبن ته و سرِ چیزی را که می‌نویسیم می‌دانیم. مثلن می‌دانیم یک سرباز آمریکایی بوده که دختر نوجوانی را در انگلیس دیده و برایش نامه می‌نویسد (با عشق و نکبت به ازمه، سلینجر) یا مردی که کارش پیداکردن زن برای مردهای جوانی است که قصدِ ازدواج دارند، برای خاخام جوانی دنبال زن می‌گردد و خاخام عاشقِ دخترِ خودِ مردِ میانجی می‌شود (چلیک معجزه، مالامود) یا مردی به علتِ ورشکستگی از همسایه‌‌اش دزدی می‌کند و بعد سعی می‌کند پول را برگرداند (سارق حومه‌ی شیدی هیل، چیور) احتمالن می‌شود به این نوشته‌های یک خطی گفت طرحِ داستان. البته بعضی اوقات به این طرح‌ها زمان و مکان را هم اضافه می‌کنند تا جزئیات روشن‌تری داشته باشد. سرباز امریکایی در جریانِ جنگِ جهانی دوم دختر را دیده. مردِ زن‌یاب در نیویورک دهه‌ی پنجاه برای خاخام دنبالِ زن می‌گردد. مردِ ورشکسته در حومه‌ی نیویورک در دهه‌ی شصت زندگی می‌کند. همه‌ی این زمان مکان‌ها که به آن خط اولیه اضافه می‌شوند بنیاد الگویی را می‌ریزند که می‌تواند تخطی‌های بعدی نویسنده را بسازد


+ نوشته شده در يکشنبه 17 شهريور 1398ساعت 15:03 توسط samiarmirzayi | | تعداد بازدید : 1